{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نامجون ویو

نامجون ویو
رفتم پیش ا.ت که بهش گفتم بریم دکتر
ا.ت: نامجونا من حامله نیستم عه
نامجون: لجبازی نکن دیگه برو آماده شو بریم دکتر بدو
ا.ت:باشه
ا.ت رفت آماده شد با تهیونگ و زهرا رفتیم دکتر بعد چند دقیقه رسیدیم پیاده شدیم رفتیم داخل بیمارستان
دکتر: چه کمکی ار من بر میاد
نامجون: زن من از امروز حالش بده رنگش پریده حالت تهوع داره احتمالش هست حامله باشه
دکتر: باید آزمایش بده تا مطمئن شیم
ا.ت: یعنی احتمالش هست حامله باشم
دکتر: احتمالش ۵۰ درصد
ا.ت ویو
رفتم آزمایشی که دکتر گفت رو دادم خیلی استرس داشتم اگر باردار باشم چی میترسم مادر خوبی نباشم
نامجون: دکتر جواب آزمایش کی میاد
دکتر:یک ساعت دیگه جواب آزمایش میاد
نامجون: مرسی ا.ت برو بشین رو صندلی

رفتم نشستم رو صندلی نامجونم نشست سرمو گذاشتم رو شونش خوابم برد
نامجون: ا.ت ا.ت پاشو جواب آزمایش اومد
دیدگاه ها (۰)

ا.ت ویو(پارت اخر)ا.ت : بیدارم دکتر : خب تبریک میگم شما باردا...

حمایتم کنید 🥺🥺🥺🥺🥺🥺🥺🥺

ا.ت: پس بای ساعت پنج میبینمتزهرا: باینامجون: کی بودا‌ت: زهرا...

ا.ت ویوزنگ زدم به زهرا پوف خدا زهرا: سلوما.ت: سلام خوبی زهرا...

عشق مافیا

پارت 9ا/ت : من عروسک می خواممممممته: باش باش نامجون الان میر...

#سناریو_بی_تی_اس وقتی ا/ت از شکم درد گریه میکنه چون حاملستنا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط