تک پارت
کاپل اصلی=جونگ کوک،تهیونگ،ات
ویو ات:
صبح از خواب پاشدم رفتم صبحانه خوردم رفتم دوش گرفتم لباس ورزشی مو پوشیدم رفتم سوار ماشین شدم رفتم باشگاه هفت ساعت تو باشگاه بودم اومدم بیرون از باشگاه رفتم خونه لباسمو عوض کردم یک دوش نیمی گرفتم اومدم بیرون لباسم رو پوشیدم موهام رو خشک کردم شونه زدم موهام رو دم اسبی بستم یک میکاپ ساده کردم یک کراپ صورتی لش با یک شلوار لی آبی پوشیدم سر شلوارش رو تا زدم عطر شیرین زدم رفتم پایین گوشیم رو برداشتم دیدم گوشی داره زنگ میخوره برداشتم دیدم جیسو دوست صمیمیم بود گفت:
جیسو:سلام خوشملم
ات:سلام همچنین
جیسو:حوصلم سر رفته
ات:زیر شو کم کن تا سر نره
جیسو:ای دیگه شوخی نکن جدی هستم واقعاً حوصلم سر رفته است بیا باهم بریم بیرون
ات:منم آماده شده بودم مونده بودم کجا برم باش برو اما ه شو از عمارت میزنم بیرون میام سمت تو
جیسو:اوکی بای(با لبخند)
ویو جیسو:
رفتم بالا تو اتاقم یک دوش گرفتم اومدم بیرون یک لباس سفید کوتاه تا شکمم پوشیدم با دامن سیاه کوتا تا زیر زانو با یک کوت سیاه موها مو شونه کردم باز گذاشتم رفتم پایین کلشمو پوشیدم دیدم ات اومد سوار شدیم رفتیم کافه:
ات:رسیدیم
جیسو:میدونم ات
ات:چیه؟
جیسو:تو حساب کن باتو باشه
ات:همین فقط اوکی باشه
ویو ات:
رفتیم نشستیم قهوه خوردیم که دیگه رفتیم که یهو خوردم به یک پسر خوشتیپ که قیافش به ددی ها میخورد از چهرش معلوم بود آدم سرد جذاب یک دنده ای بود که گفت:
تهیونگ: ببخشید خانوم
ات:همچنین اقا
ات: اسمتون چیه؟
تهیونگ:جانم؟
ات:گفتم اسمتون چیه؟
تهیونگ: آیا فضولی؟
ات:نه من فضول نیستم مثل آدم های دور ورم
تهیونگ:قشنگ معلومه فضول نیستی
ات:پرو چقدر زبون درازی تو
تهیونگ:تو زبون درازی اسم منو پرسیدی
ات:ههه😐
جونگ کوک:تهیونگ ولشون کن بیا بریم ما دخترای این در زمونه عوضی اسکل هستن ولش کن
ات:تو به من گفتی عوضی اشغال؟
جونگ کوک:اره به دخترای زبوت درازی مثل شما آشغال باید صداتون کرد
جیسو:ولشون کن بیا بریم
جونگ کوک:اوو چه دافی با من رل ,میزنی؟
جیسو:پرو نه نیاز ندارم
تهیونگ:تو چی را میزنی با من؟
ات: نه جیسو بیا بریم
جونگ کوک:جیسو همه جا ازتون خاطر خا دارم دینگ دینگ دینگ
جیسو:دیوونه(با لبخند
ویو ات:
رفتیم سوار ماشین شدیم که جیسو گفت:
جیسو:وایستا من گوشیم رو یادم رفت
ات: زود بری با اون ها رویه رو نشی
جیسو: نه نگران نباش
ویو جیسو:
از ماشین پیاده شدم رفتم داخل کافه اون پسر که برام شعر خوند رفتم پیشش گفتم:
جیسو:تو گفتی دوست دخترت بشم؟
جونگ کوک:اره خواستم ولی تو نخواستی
جیسو:من قبول میکنم
جونگ کوک: واقعاً قبول میکنی؟
جیسو:اره بیا بریم ددی خودم مال خودمی،ای پسره ات تو ماشین تنهاست برو پیشش
تهیونگ:اوکی من الان میرم پیشش......
دیدگاه ها (۱)
هنوز هیچ دیدگاهی برای این مطلب ثبت نشده است.