{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

*امیر*

*امیر*
......
ایلیا سکوت کرد سرمو بلند کردم وبه آسمون ابری نگاه کردم
ایلیا : پاشو بریم داخل یخ کردی
- چرا این حرفا رو زدی ؟
ایلیا : به زمان نیاز داری من این همه سال صبر کردم الانم نفس مال منه
- چقدر دیگه‌صبر کنم
ایلیا : می گذره پاشو پسر
با هم رفتیم داخل یخ کردم کنار شوفاژ نشستم ایلیا هم کنارم بود نفس از اتاق اومد بیرون وگفت : حال خودشونداره .دکترش اومد گفت با تو کار داره
ایلیا: برو ببین دکتر چی میگه
بلند شدم رفتم طرف اتاق دکاگتر در زدم ورفتم داخل اشاره کرد بنشینم نشستم وگفتم : جواب آزمایشات چی شد ؟
دکتربرگه آزمایش رو گذاشت روی میز وگفت : فکر نکنم وضع مالی بدی داشته باشید
- چطور دکتر چی شده مگه
دکتر : کمبود انواع ویتامین ها چطور این خانم سر پا موندن جای تعجبه
سکوت کردم دکتر سری تکون داد وگفت : براش دارو می نویسم به شدت تقویت بشه براشون برنامه غذایم نوشتم اگه دوست داشتین می تونید ببرینشون دکتر تغذیه
- اگه راضی بشه چشم .حالش چطوره
دکتر : تا فردا اینجا می مونه بخاطر فشار پایینشون فردا اگه بهتر شدن مرخصشون می کنیم
- ممنون دکتر کار دیگه ای هست انجام بدم
دکتر : فقط مراقب ایشون باشید می دونید یک بار دیگه این اتفاق بیقته چی میشه ضربان قلبشون خیلی پایین بود اگر دیرتر میاوردینش دیگه کاری نم....
- خدا نکنه
دکتر : شما چه نسبتی باهاشون دارین
چی می گفتم سرم پایین انداختم وگفتم : برادر شوهرشون ...
دکتر: دیگه چیزی برای گفتن نیست می تونید برید داروهاش بگیرید
از دکتر تشکر کردم ورفتم داروهاش گرفتم وبرگشتم بعدم رفتم تو اتاقی که شیرین بود صورت مهتابیش از همیشه سفیدتر بود مژگان بلندش سایه انداخته بودن موهای مشکی بلندش دورش ریخته بودن می دونستم کار نفسه موهاش رو باز کرده رو صندلی کنار پنجره نشستم چشام بستم واز گذشته تا به الان رو مرور کردم تنها اشتباهم اون عصر بد شگون بود کاش می مردم واون روز اون اتفاق نمی افتاد از خودم بدم میومد خدایا بازم میگم منو ببخش اشتباه کردم تاوانشم پس میدم ولی اونو ازم نگیر
*********
دیدگاه ها (۱۷)

*شیرین*........چشام باز کردم تموم تنم کوفته بود ودرد می کرد ...

*امیر*.....کارای ترخیص شیرین انجام داد واز بیمارستان اومدم ب...

*امیر* - چی بگم دکتر : مگه همسرتون نیست سرم پایین انداختم و...

نفس ساکت شد بعد آروم گفت : امیری- اره امیرم .می تونی بیای بی...

شروع فعالیت🌀❤️#ارباب_من#پارت_شیشدکتر: جونگ کوک دختر عموت یه ...

بچه‌ها بالاخره وقتش رسید😍🌱همون مدلی که خیلی‌هاتون درخواستش ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط