{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بانی کوچولو پارت

بانی کوچولو، پارت ۵
(بچه ها احساس میکنم دوستش ندارید چون حتی لایک زیادی هم نخورد)

ویو کوک،
وااووووو تو خوابم هم یه همیچین جایی رو ندیده بودم. همینجوری داشتم اتاق رو دید میزدم که چشمم خورد به ددی اوفففففف چه ددی جذابی دارم منننننن با اون پیراهن مشکی ساتن که دو تا دکمه اول باز بود و کمی از سینه هاش رو نشون میداد و آستین هاش که داده بود بالا و دستای رگ دارش مشخص بود. اون انگشتای فاکیش که خودکار رو گرفته بود و موهاش که داده بود عقب و چند برابر جذاب ترش میکرد و عینکش چه خیلی بهش میومد. انقد محوش شده بودم که نفهمیدم داره با یه پوزخند بهم نگاه میکنه .
_ میبینم که خیلی ازم خوشت اومده بیبی بوی، البته کی از من خوشش نمیاد(نیشخند)
+چ‌..چی ن‌‌...‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌نهه من ن...نگاه ن...نمیکردم (لکنت)
_ فک نکن خرم نمیفهمم بیبی حالا هم پاشو بیا بشین روی پاهای ددی زود باش
کوک سریع رفتم و روی پاهای ددی نشست . به محض نشستنش ته شروع کرد به کیس رفتن . بعد چند مین به خاطر نفس تنگی کوک از هم جدا شدن و کوک کلی غر زر که چیکار میکنی خفم کردی ولی ته خیلی ریلکس فقط بهش نگاه می‌کرد. تا کوک تموم کرد و یه اخم کیوت تحولیش داد.

توی خماری بمونید ....یاع یاع یاع آدمین کرمش بدجور فعال شده .
شرط نمیزارم ولی انتظار دارم قشنگ ازم حمایت کنید🎀
دیدگاه ها (۱۲)

این پارت رو یه بار نوشتم ولی اپ نشد و الان دارم دوباره مینوی...

سلااام این پارتو یکی از سیسیام نوشته به همراه پارت بعد که فر...

خوشگلایییییی خالههههبا تاخیر(دیر گفتم؟) روزتون مبارککککککککک...

فیک یونمین فول اسمات(درخواستی) جنبه نداری نخون ممنون (ببخشید...

part 4"نویسنده"کوک ته رو عقب هل داد و دوید سمت در اما ته گرف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط