سرنوشت
سرنوشت
پارت ۱۰ :
/ نه نه بین پای من و چانگبین نمیتونی بشینی
× چرا
/ چون ما میخوایم فیلم ببینیم با هم مانع دیدمون میشی
× باشه پس فلیکس
علامت فلیکس ~
~ شرمنده نمیتونی چون من میخوام کنار راننده بشینم و غیر قانونیه
یک نگاه به لینو کردم اون داشت نگاهم میکرد بعدم بدون هیچ حرف و اکسل عملی وارد ماشین شد و کنار پنجره نشست رفتم دم در ماشین
× هیونگ اجازه هست
لینو بدون حرف پاش را باز کرد من ذوق داشتم ولی میترسیدم رفتم و بین پاهاش نشستم که لینو یلحظه مور مورش شد و من متوجه شدم خلاصه که کل راه سرم را توی صندلی جلویی فرو کرده بودم . از جنگل خارج شدیم و وارد اتوبان شدیم داشتیم با سرعت میرفتیم منم داشتم نگاه میکردم که یلحظه راننده برای اینکه به ماشین جلویی نخوره زد روی ترمز داشتم میرفتم توی صندلی جلویی که لینو دستش را دور کمرم کشید و منو نگه داشت که من یلحظه تعجب کردم
علامت لینو ÷
÷ خوبی جینهو
همچنان دستش دور کمرم بود من با تعجب جواب دادم
× ار..اره.. خوبم.م.م
تکیه داد به صندلی و گفت به بهونه اینکه دوباره ممکنه اتفاقی بیوفته گفت
÷ بزار دستم دور کمرت باشه ممکنه دوباره اتفاقی بیوفته
هیچی نگفتم اونم سکوتم را نشانه تایید حساب کرد دوباره با اینکه دستش دور کمرم بود دوباره سرن را توی صندلی جلویی فرو کردم کمر درد داشتم میمردم که لینو ناگهانی بدن منو به بدن خودش چسبوند و کمرم را به سیسپک هاش چسبوند گفت
÷ بهم تکیه بده کمرت درد میگیره ( با لحن تحریک شده)
× ولی هیونگ
اون دستش را که ازاده را روی لبم میزاره که به معنیه اینکه هیچی نگو بعد بهم میگم که سرت را از عقب بزار روی سینم و بخواب منم همین کار را کردم و خوابیدم
ویو صبح :
ات از ماشین پیاده شد و از هیونجین معذرت خواهی کرد به خاطر دیشب وقتی برگشت به سمت ماشین جینهو دید که جینهو داره از لینو معذرت خواهی میکنه که خندش گرفت بعد از اینکه لینو رفت رفتی پیش جینهو
+ هی دیشب خوش گذشت ( با خنده )
× نه خوب بود نه بد ( با چشم خیره و خستگی و کلافگی)
+ توضیح بده ببینم
× هیچی فقط به خاطر یک دختر عن مجیور شدم بین پای لینو بشینم
+ وایی حاجی چرا ؟ اصلا مگه ۵ نفر نبودید ؟
× چرا بودیم ماشین شماره چهار بعد از اینکه شما رفتید گفت که نمیاد و مجبور شدند که اون پنج نفر را بین بقیه ماشین ها تقسیم کنند که از شانس که که ایه من یکی به من افتاد که از من بزرگ تر بود منم مجبور شدم بین پای لینو بشینم تازه اینا نگفتم برات توی اتوبان راننده یدفعه ترمز کرد لینو دستش را دور کمرم پیچید و بعدم تا خود صبح دستش دور کمرم بود و چون کمرم درد میکرد منا به سیسپک هاش تکیه داد و تا صبح روشون خواب بودم
از ذوق و خجالت خنده ات گرفت و جلوی دهنت را گرفتی
× خب از شما چه خبر خوش گذشت
+ بد نبود اول که راننده سریع به سمت چپ پیچید افتادم توی بغل هیون و دستم روی رانش بود این هیچی بعدش هم خوابم گرفت نفهمیدم کی سرم رفت روی شونش ولی فهمیدم داره با دستش سرم را نوازش میکنه منم نخواستم صحنه را خراب کنم
با همون قیافه عصبیش یلخظه شوکه شد
پایان منتظر نظرات قشنگتون هستم
پارت ۱۰ :
/ نه نه بین پای من و چانگبین نمیتونی بشینی
× چرا
/ چون ما میخوایم فیلم ببینیم با هم مانع دیدمون میشی
× باشه پس فلیکس
علامت فلیکس ~
~ شرمنده نمیتونی چون من میخوام کنار راننده بشینم و غیر قانونیه
یک نگاه به لینو کردم اون داشت نگاهم میکرد بعدم بدون هیچ حرف و اکسل عملی وارد ماشین شد و کنار پنجره نشست رفتم دم در ماشین
× هیونگ اجازه هست
لینو بدون حرف پاش را باز کرد من ذوق داشتم ولی میترسیدم رفتم و بین پاهاش نشستم که لینو یلحظه مور مورش شد و من متوجه شدم خلاصه که کل راه سرم را توی صندلی جلویی فرو کرده بودم . از جنگل خارج شدیم و وارد اتوبان شدیم داشتیم با سرعت میرفتیم منم داشتم نگاه میکردم که یلحظه راننده برای اینکه به ماشین جلویی نخوره زد روی ترمز داشتم میرفتم توی صندلی جلویی که لینو دستش را دور کمرم کشید و منو نگه داشت که من یلحظه تعجب کردم
علامت لینو ÷
÷ خوبی جینهو
همچنان دستش دور کمرم بود من با تعجب جواب دادم
× ار..اره.. خوبم.م.م
تکیه داد به صندلی و گفت به بهونه اینکه دوباره ممکنه اتفاقی بیوفته گفت
÷ بزار دستم دور کمرت باشه ممکنه دوباره اتفاقی بیوفته
هیچی نگفتم اونم سکوتم را نشانه تایید حساب کرد دوباره با اینکه دستش دور کمرم بود دوباره سرن را توی صندلی جلویی فرو کردم کمر درد داشتم میمردم که لینو ناگهانی بدن منو به بدن خودش چسبوند و کمرم را به سیسپک هاش چسبوند گفت
÷ بهم تکیه بده کمرت درد میگیره ( با لحن تحریک شده)
× ولی هیونگ
اون دستش را که ازاده را روی لبم میزاره که به معنیه اینکه هیچی نگو بعد بهم میگم که سرت را از عقب بزار روی سینم و بخواب منم همین کار را کردم و خوابیدم
ویو صبح :
ات از ماشین پیاده شد و از هیونجین معذرت خواهی کرد به خاطر دیشب وقتی برگشت به سمت ماشین جینهو دید که جینهو داره از لینو معذرت خواهی میکنه که خندش گرفت بعد از اینکه لینو رفت رفتی پیش جینهو
+ هی دیشب خوش گذشت ( با خنده )
× نه خوب بود نه بد ( با چشم خیره و خستگی و کلافگی)
+ توضیح بده ببینم
× هیچی فقط به خاطر یک دختر عن مجیور شدم بین پای لینو بشینم
+ وایی حاجی چرا ؟ اصلا مگه ۵ نفر نبودید ؟
× چرا بودیم ماشین شماره چهار بعد از اینکه شما رفتید گفت که نمیاد و مجبور شدند که اون پنج نفر را بین بقیه ماشین ها تقسیم کنند که از شانس که که ایه من یکی به من افتاد که از من بزرگ تر بود منم مجبور شدم بین پای لینو بشینم تازه اینا نگفتم برات توی اتوبان راننده یدفعه ترمز کرد لینو دستش را دور کمرم پیچید و بعدم تا خود صبح دستش دور کمرم بود و چون کمرم درد میکرد منا به سیسپک هاش تکیه داد و تا صبح روشون خواب بودم
از ذوق و خجالت خنده ات گرفت و جلوی دهنت را گرفتی
× خب از شما چه خبر خوش گذشت
+ بد نبود اول که راننده سریع به سمت چپ پیچید افتادم توی بغل هیون و دستم روی رانش بود این هیچی بعدش هم خوابم گرفت نفهمیدم کی سرم رفت روی شونش ولی فهمیدم داره با دستش سرم را نوازش میکنه منم نخواستم صحنه را خراب کنم
با همون قیافه عصبیش یلخظه شوکه شد
پایان منتظر نظرات قشنگتون هستم
- ۳۸۴
- ۲۱ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط