از آخرین آشیانه ای که پاییز برای بغض هایم ساخت
از آخرین آشیانه ای که پاییز برای بغض هایم ساخت
از آخرین لحظات مبهم آن شب یلدایی که آسمان ابری بود
از بازدم های ناامید و ملایم باغ در نیمه شبهای زمستان
تنها باوری کودکانه برایم مانده
اینکه دوست داشتن تنها کاری است که از دستم بر می آید.
از آخرین لحظات مبهم آن شب یلدایی که آسمان ابری بود
از بازدم های ناامید و ملایم باغ در نیمه شبهای زمستان
تنها باوری کودکانه برایم مانده
اینکه دوست داشتن تنها کاری است که از دستم بر می آید.
- ۱۶۴
- ۳۰ آذر ۱۳۹۲
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط