{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چهار نفر سوار تاکسی میشن، ولی کرایه نداشتن بدن! قرارگذاشت

چهار نفر سوار تاکسی میشن، ولی کرایه نداشتن بدن! قرارگذاشتن به مقصد که رسیدن پیاده بشن و فرار کنن!بعد از رسیدن ب مقصد چهارتاشون درای ماشینو باز میکنن باسرعت پا به فرار میزارن... میرن تا میرسن ب ی ساختمان تاریک هیچکی هیچکیو نمی دید و فقط صدای تند تند نفس زدنشان می اومد یکشون زد روشونه بغلیش بهش گفت فکرشو کن راننده چه حالی داره الان! بهش گفت بابا راننده منم فقط بگید چی شده!؟
دیدگاه ها (۳)

چارنفرسوار تاکسی میشن ولی کرایه نداشتن بدن قرار میذارن بمقص...

۴نفر سوار تاکسی میشن ولی کرایه راه نداشتن تصمیم میگیرن بهﻣﻘﺼ...

pawn/پارت ۷۶

#رویای_غیرممکن #فصل1 #پارت29( داستان از زبون تهیونگ)پسرا همر...

داستان جف قاتل(jeff the killer)👇 خو حوصلع ندارم خیلی توضیح ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط