پارت وقتی آرمی بودی و بایست جونگکوکه

پارت ۲ وقتی آرمی بودی و بایست جونگکوکه

vio jungkook

بعد از اینکه دختره بیهوش شد افتاد تو بغلم که یدفعه بهوش اومد و گفت : (( ببخشید من دیگه میرم و رفت ولی جونگکوکه تعقیبش کرد و باران متوجه نشد تا اینکه ادرس خونش و پیدا کرد و باران رفت خونه .‌..........................

vio baran

بعد از اینکه بیهوش شدم افتادم بغلش بهوش اومدم دیدم بغل جونگکوکم ولی سریع رفتم خونه واییییییییییی پشمام چی بود این ......‌‌‌.............

time jump tomorrow

امروز باید میرفتم سرکار برای اولین روز لز تخت بلند شدم رفتم حموم یه لباس دلرک پوشیدم و رفتم سرکار .................


night time jump


vio baran

بعد از اینکه کارم تموم شد لباسام و دراوردم و لبلسای قبلیمو پوشیدم و رفتم بیرون از اونجا تا خونمون ۱۵ دقیقه راه بود داشتم میرفتم خونه که احساس کردم یکی داره تعقیبم میکنه سرعتم و زیاد کردم و تا رسیدم خونه درو بستم و در خونه هم قفل کردم ..‌..........


اینم از پارت ۲ بعد قرن ها بلخره امتحانات تموم شد و تونستم بزارم و هنوز زنده ام پارت بعدی هم بزودی میزارم شرطا هم اگه حمایت زیاد بشه میزارم ولی نمیخوام شرط بزارم حملیت کنید که مجبور نشم شرط بذارم و تموم
دیدگاه ها (۹)

تولدت مبارک جونگکوک تولدت مبارک دلیل زندگیم

پارت ۳ وقتی ارمی بودی و بایست جونگکوکه پرش زمانی صبح باران :...

وقتی ارمی بودی و بایست جونگکوکه پارت ۱ باران ( همون ا ت ) : ...

خوب بچه ها فیک جدیدی که واسه عید میخوام شروع کنم اینه وقتی ا...

رمان افسر پلیس پارت ²ویو تهیونگبلاخره کارم تموم شد و رفتم خو...

گل وحشی منپارت ۱ ساعت ۷:۴۰ویو ات حیح امروزم مثل همیشه باید م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط