{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از وقتی اومده بود به تمام حرف های جونگکوک گوش داده بود و خیلی ...

"𝐃𝐚𝐧𝐠𝐞𝐫𝐨𝐮𝐬"
𝐂𝐡𝐚𝐩𝐭𝐞𝐫:𝟏
𝐏𝐚𝐫𝐭:۷۱



از وقتی اومده بود به تمام حرف های جونگکوک گوش داده بود و خیلی خوشحال بود.
از اینکه جونگکوک قراردادی و اجباری ازدواج کرده و به خواست خودش نبوده.

وقتی جونگکوک اومد کنارش نشست از خجالت نمیدونست چیکار کنه و قلبش تند میزد و وقتی ازش پرسید چرا از اون پسر خوشش میاد نمیدونست چه جوابی بده.
چند دقیقه بعد با مامانش مشغول چت دادن شد.
چون بی خبر اومده بود اینجا.
به مادرش گفت اومده سوپر مارکت.

خیلی تعجب کرد وقتی جونگکوک اسم مین سوک و ازش پرسید.
-----------


با دیدن جونگکوک که دستشو لای موهاش می‌برد و کلافه به نظر میرسید کنجکاو شد.
یعنی چرا اینجوری می‌کرد؟

گایز ببخشید دیر شد.
نمی‌تونستم زیادتر بنویسم متاسفام،لطفا منو ببخشید🫠
دیدگاه ها (۸۴)

"𝐃𝐚𝐧𝐠𝐞𝐫𝐨𝐮𝐬"𝐂𝐡𝐚𝐩𝐭𝐞𝐫:𝟏𝐏𝐚𝐫𝐭:۷۲چندمین بعد که گرم تلویزیون بودن ا...

"𝐃𝐚𝐧𝐠𝐞𝐫𝐨𝐮𝐬"𝐂𝐡𝐚𝐩𝐭𝐞𝐫:𝟏𝐏𝐚𝐫𝐭:۷۳از این حرف جونگکوک پروانه هارو تو...

"𝐃𝐚𝐧𝐠𝐞𝐫𝐨𝐮𝐬"𝐂𝐡𝐚𝐩𝐭𝐞𝐫:𝟏𝐏𝐚𝐫𝐭:۷۰کنارش نشست و بهش نگاه کرد.از نگاه...

"𝐃𝐚𝐧𝐠𝐞𝐫𝐨𝐮𝐬"𝐂𝐡𝐚𝐩𝐭𝐞𝐫:𝟏𝐏𝐚𝐫𝐭:۶۹جونگکوک به سمت مبل روبه‌رو دیار ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط