{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نشسته ام توی سرویس...

نشسته ام توی سرویس...
به تو فکر میکنم...
به این دوری ادامه دار...
به فعلهای جمع بسته شده...
به شماهای به جای تو...
به سلامهای خالی و جوابهای خالی تر...
به صبحهای بی یاد هم بیدار شدن...
به صبح بخیر گفتنهای به یک عکس آواتار...
به شب بخیر گفتن های توی دل...
به بوسه های یواشکی روی عکست...
به لمس عاشقانه حروف اسمت روی صفحه گوشی...
تو رفتی و فکر کردی با رفتنت همه چیز تمام میشود...
شاید هم برای تو شد...
اما اگر من هرشب دلتنگی آغوش تو را فریاد نمیزنم دلیل نمیشود که با یادش به خواب نروم...با یاد جای خالی کسی که یک روز آمد و طعم آغوشش را به من چشانید و بعد رفت...
برای همیشه رفت...
چشمهایم را میبندم تا اشکهایم را سد شوند...
و به همیشه بی تو فکر میکنم...
و به اینکه تا کی میشود ادامه داد و کم نیاورد؟!
سوز سردی از جدار شیشه میزند توی صورتم...
و من به خواب میروم...
دیدگاه ها (۱)

#silence_after_you#Part3با نشستن هواپیما چمدونم رو برمیدارم ...

.𝓟𝓪𝓻𝓽 ³¹...𝑐𝒉𝑎𝑠𝑒..~𝖈𝖍𝖆𝖘𝖊~انگشت اشاره اش رو آروم سمتش دراز کر...

𝐰𝐞𝐫𝐞𝐰𝐨𝐥𝐟 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐮𝐦𝐚𝐧𝐜𝐡𝐚𝐩𝐭𝐞𝐫 : 𝟏𝐩𝐚𝐫𝐭 : 𝟖𝟕ولی اونجا هم دخترا همش...

دروغ شیرین پارت بیست و سومدفتر را میبندم ولی توانایی بالا او...

★彡   Part 47 彡★ خب، اتاق بهونه بود.مگه میشه تو عمارت به این ...

چند پارتی

My professorChapter:2Part:116خیر به دلبخند هام دستشو روی موه...

•●عـنـوان: ܩوریرتی وطܔ پرࡄت - 𝆏۱۱●•_شرلوک هلمز_هنوز همون‌جا ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط