پ۹ف۳ ی هفته گذشت و زخمام خوب شد بخیه امو باز کردن و آماده
پ۹ف۳ ی هفته گذشت و زخمام خوب شد بخیه امو باز کردن و آماده شدم ک برم خونه با مهرداد و آقای... لباسمو آماده کردمو ساکمو ک آورده بودم و دست نخورده کنار تختم بود و برداشتم یکم آماده شدم و اومدن دمبالم از دکتر و کل پرستارا خداحافظی کردم و سوار شدم یکم احساس تنگی نفسی میکردم ک دکتر گفت عادیه و برام دارو و اسپری آسم بهم داد رسیدیم و از آقای... خداحافظی کردیم و رفت با مهرداد رفتیم داخل هتل و مهرداد کلید و انداخت روی در و باز کرد همه منتظر من بودن همه اشون رو بغل کردم جز اشکان بوسیدمشون +خیلی دلم براتون تنگ شده بود _موفق شدی دختر +اره مگ میشه با کمک مهرداد و آقای... موفق نشم خوب اجرا کردم مسافرت کاریم خوب بود هی داداش اشکان و سحر ب من گوش کنید حالا ک شما دوتا نامزد کردین عشقم و نفسم و عزیزم و آقاییم و خانمم و... نداریم _هههه چشم آبجی _چشم حسود کی بودی تو +من سحر کجاش حسودی میکنم میگم ک احترام بزرگ تراتون بزارین چندشم میشع از این حرفا خودم خواستگار دارم حالا میزارین بیام داخل
- ۹.۶k
- ۱۰ خرداد ۱۴۰۱
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط