وقتی به خاطر اینکه زیاد کتکت میزدن ازشون میترسیدی به عن
وقتی به خاطر اینکه زیاد کتکت میزدن ازشون میترسیدی ( به عنوان همسر )
نامجون : ات خودت می دونی که چقدر دوست دارم قول میدم دیگه تکرار نشه
جین : بهت نزدیک میشه و میگه ، از من می ترسی کوچولو ( نیش خند میزنه )
شوگا : آفرین میبینم که بالاخره به حرفام گوش میدی بیبی
جیهوپ : من چی کار کردم با هات ببخشید ( بغض ) میاد بغلت میکنه ولی باز تو میترسی ازش
جیمین : نمی دونستم باعث میشه ازم بترسی متاسفم
تهیونگ : ( هر کاری میگه انجام میدی )
تهیونگ : سعی میکنم دیگه نزنمت ( با سردی )
جونگ کوک : بایدم بترسی ازم ( خوشش میاد )
نامجون : ات خودت می دونی که چقدر دوست دارم قول میدم دیگه تکرار نشه
جین : بهت نزدیک میشه و میگه ، از من می ترسی کوچولو ( نیش خند میزنه )
شوگا : آفرین میبینم که بالاخره به حرفام گوش میدی بیبی
جیهوپ : من چی کار کردم با هات ببخشید ( بغض ) میاد بغلت میکنه ولی باز تو میترسی ازش
جیمین : نمی دونستم باعث میشه ازم بترسی متاسفم
تهیونگ : ( هر کاری میگه انجام میدی )
تهیونگ : سعی میکنم دیگه نزنمت ( با سردی )
جونگ کوک : بایدم بترسی ازم ( خوشش میاد )
- ۱۳.۹k
- ۱۴ خرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط