{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت دوم

پارت دوم
( وقتی زیاد کتکت میزد )
دکتر همسر شما باردار بود ولی متاسفانه به علت اینکه به شکم شون آسیب وارد شدن بچه رو از دست رفت
انگار یه تشت آب داغ رو ریختن رو شروع به گریه کردن کردم
تهیونگ : ات چی حالش خوب
دکتر به مادر جنین آسیب وارد نشده
تهیونگ : می تونم برم ببینمش
دکتر : بله حتما
رفتم داخل
تهیونگ : ات حالت خوبه
چشماش رو باز کرد
ات : اینجا کجاست
تهیونگ : اینجا بیمارستان
ات : چی بیمارستان
تهیونگ : آره
ات : ولی چی شده
تهیونگ : تو نمی دونستی
ات : چی رو
تهیونگ : ات راستش ما بچه دار شده بودیم ولی
ات : چی واقعا ، ولی منظورت از ولی چی
تهیونگ : بچه رو از دست دادیم
ات : چی نه
بغلم کرد
ات : ولم کن
از خودم دورش کردم
ات : همه ی اینا به خاطر توه تو انقدر من و زدی که حتا بچه رو هم از دست دادیم
تهیونگ : ات من متاسفم نمی خواستم این شکلی بشه
ات : ولی شد
هر دو تا مون چشمامون از شدت گریه کردن قرمز شده بود
تهیونگ : ات من متاسفم
ات : ولش کن چیزی که شده
بغلم کرد
تهیونگ : قول میدم که جبران کنم
ات : تو پیشم بمونی واسم جبران کردی
منم بغلش کردم
تهیونگ : دوست دارم ات
پایان
دیدگاه ها (۳)

ببخشید اگه یکم داستان بد شد

وقتی میگی فکر کنم دیگه دوستم نداری 🥺♤♤♤♤♤♤♤♤♤♤♤♤♤♤♤♤♤♤♤آرام ...

تک پارتی از تهیونگ ( وقتی زیاد کتکت میزنه ) ویو ات داشتم ظرف...

وقتی به خاطر اینکه زیاد کتکت میزدن ازشون میترسیدی ( به عنوان...

سه پارتی جونگ کوک

پارت ۲ تنها امید زندگیم ویو ات سریع به بیمارستان رفتم و تهیو...

☆سادیسمی‌منp/⁹

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط