{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من از

من از
رویای کاغذ بازی و
خندیدن از اعماق جان
من از حقحق و بغض و
گریه های بی امان
من از کودکی
با لحن خوش حروف عریان
مانده ام بر جا
و من
این من ،
همان کودک بازیگوش دیروزم
دیدگاه ها (۲)

قاصدک در دل من همه کورند و کرنددست بر دار از این در وطن خویش...

همیشه من دویده ام بسوی مسلخ غباراز آنکه گم نمی شومدر این غبا...

در این غمخانه ی دوارکه عشقی نیستش در کاردر این حباب خاک اندو...

من از برگ می توانم زیستن آموختمن از برگ سایه ی بی قیمت ومیوه...

ما بر خرابه نشيني عادت داريم.اصلا ما براي خرابه هايمان،هزارا...

کجاست آن خواب و خیال هایم؟!…کجاست آن همه ذوق رسیدن به آینده؟...

حال دل من... 🥺💔آقا… آقایِ جانِ من، صدایم را می‌شنوی؟دورت بگر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط