{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#Playmate p¹⁰⁸

#Playmate p¹⁰⁸
تهیونگ:اگر نمیتونی میخای خودم تنت کنم
ات:(پوزخند)
تهیونگ:مراسم و به کام خودت تلخ نکن
ات:فکر نمیکنم با پوشیدن این لباسا کام کسی جز تو تلخ بشه
تهیونگ:...(نگاه خمار عصبی)
ات:(لباسارو به فروشنده داد و از پاساژ زد بیرون و سمت ماشین رفت)
■□9صبح عمارت کیم:
ات ویو:
باید دوش میگرفتم جلسه ساعت ۱۲ بود مهمونی از ۱۱ شب حوصله هیچکدومو نداشتم دوش گرفتم اومد بیام بیرون....حوله؟
حولم کو‌؟امکان نداره ببرون جا گذاشته باشمش....کلافه دستی روی صورتم کشیدم ندیمه هارو صدا زدم هیچکی نبود....
■□تهیونگ ویو:
تقریبا داشتم حاضر میشدم که صدای ات از تو حموم بلند شد
تهیونگ:چی میخای؟
ات:....
ات:تهیونگ
تهیونگ:...! بله؟
ات:(داشتم با خودم کلنجار میرفتم یعنی انقدر احمق شدم که میام حموم حوله نمیارم؟)
تهیونگ:گفتم چی میخای؟
ات:....حولمو بده
تهیونگ:(دور از چشم ات اجازه داد لخندی روی چهره اش ظاهر شه و کمی خندید)
ات:....
تهیونگ:(خواهش کن تا بدم)
ات:چی؟
تهیونگ:بدو داره دیر میشه...منتظرم
ات:بهت گفتم حولمو بده
تهیونگ:گفتم ازم خواهش کن(کمی خندید)
ات:تو خواب ببینی(کلافه)
تهیونگ:خیل خب خانم جئون الان ساعت ۱۰:۳۰ نمیتونی تا ۱۲ اونجا بمونی
ات:....
تهیونگ:....
ات:بچه شدی؟
تهیونگ:...
ات:خب مثل اینکه جلسه و مهمونی امشب کنسله
تهیونگ:(چقدر یه ادم میتونه لحباز باشه؟(تو دلش)
تهیونگ:....(در زد)
ات:(درو کمی باز کرد تا حوله رو از دست تهیونگ بگیره ناخونشو توی دست کیم فشار داد)
ات:اینم از تشکر
تهیونگ:(دور از چشم ات لبخند بزرگی روی لباش اومد)
●ادامه ات ویو:
بلاخره از حموم درومدم دیدم از اتاق رفته بیرون سریع حاضر شدم موهامو خشک کردم کمی میکاپ کردم(****اسلاید ۲))))))) از پله رفتم پایین تهیونگ به ماشینش تکیه داده بود منتظر بود
ات:(سوییچ ماشینمو برداشتم و راه افتادم که رسیدم قبلش با خودم مرور کردم ۱ سهام دار اصلی شرکتش باید من باشم ۲قرارداد سود مشارکت باید ۶۰ ۴۰ باشه ۳.... ۴....
محافظ در ماشینو برام باز کرد و پیاده شدم درست همزمان با تهیونگ کنارم واستاد و باهم هم قدم شدیم به محض رسیدن تک تک افراد برامون تعظیم کردن.....)
■□تهیونگ ویو:
همه کاراش دقیق بود هر قدمش بیانگر استقامت و قدرتش بود جلسه شروع شد زیر چشمی نگاهم بهش بود همه حرکاتش حساب شده بود بدون هیچ چیز اضافه ای هر صحبتش هر ریکتش ....)
+خب خانم جئون موافقید؟
ات:چند تا بند باید به قرارداد اضافه کنید
×...؟؟؟
تهیونگ:(میدونست ات چی میخاد بگه)
+بفرماید
ات:(اونارو گفت)
+اما...
ات:اما و اگر نداره در غیر این صورت امضا نمیکنم
×:(اومد حرف بزنه که با نگاه ات حرفشو خورد)
+نظر شما چیه جناب کیم؟
تهیونگ:پس‌منم یه بند دیگه اضافه میکنم
ات:...؟؟؟
تهیونگ:
*ات ویو:
تو وجودم پر بود از سوال چی میخواست بگه یعنی؟
👅👅👅👅
۵۵لایک
۵۰کامنت
۸بازنشر
👅👅👅👅
دیدگاه ها (۱۶)

#playmate p¹⁰⁷ات:شب قبل تولدت که میخواستیم بیایم پیشت به مام...

#playmate2 p¹⁰⁶●○کوک ویو:نامی :باهاش حرف زدی؟کوک:ارهنامی:خب؟...

پارت ۶ویو اتاز خواب بیدار شدم و به ساعت نگاه کردمات: چیییییی...

تکپارتی از تهیونگ ویو ات سلام من ات هست سه سال با تهیونگ ازد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط