{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من چه می دانم که او

من چه می دانم که او
با چه مقیاسی مرا سنجیده است !
من همان هستم که بودم ، شاید او
چون مرا دیوانه ی خود دیده است
بی‌وفایی می کند بلکه من
دور از دیدار او عاقل شوم !
او نمی داند که من ، دوست می دارم
جنون عشق را
من نمی خواهم که حتی لحظه ای
لحظه ای از یاد او غافل شوم !

#فروغ_فرخزاد
دیدگاه ها (۱)

‌آرام بگیر امشب، ما هر دو پر از دردیمدر آتش و یخبندان، داغیم...

‌تا ز خط عنبرین حسن تو شد بیش ترعاشق روی توام بیشتر از پیش ت...

به چشم هات بگوکه پاییزموسمِ موعودِ تمامِ کتاب های مقدسِ شعر ...

بيش‌ترين عشقِ جهان را به سوى تو مى‌آورماز معبرِ فريادها و حم...

نه اینکه گفته اند تنها همانی آرامت می کند که دلت را آتش زده....

به دریا می زنم ! شاید به سوی ساحلی دیگرمگر آسان نماید مشکلم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط