{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من چه می دانم که او

من چه می دانم که او
با چه مقیاسی مرا سنجیده است !
من همان هستم که بودم ، شاید او
چون مرا دیوانه ی خود دیده است
بی‌وفایی می کند بلکه من
دور از دیدار او عاقل شوم !
او نمی داند که من ، دوست می دارم
جنون عشق را
من نمی خواهم که حتی لحظه ای
لحظه ای از یاد او غافل شوم !

#فروغ_فرخزاد
دیدگاه ها (۱)

‌آرام بگیر امشب، ما هر دو پر از دردیمدر آتش و یخبندان، داغیم...

‌تا ز خط عنبرین حسن تو شد بیش ترعاشق روی توام بیشتر از پیش ت...

به چشم هات بگوکه پاییزموسمِ موعودِ تمامِ کتاب های مقدسِ شعر ...

بيش‌ترين عشقِ جهان را به سوى تو مى‌آورماز معبرِ فريادها و حم...

«دیگر توانِ برپا کردهمه در حالِ دویدن هستند، همه در حالِ خند...

شب‌ها که دلتنگی‌ام به اوج می‌رسد، سرم را رو به آسمان می‌گیرم...

ای پدر…دیگر خسته شده‌ام.احساس می‌کنم از من روی برگردانیده‌ای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط