{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ادامه پارت قبل

ادامه پارت قبل

جونگ کوک سمتش آمد و دستی روی موهایش کشید مهربون گفت : قضیه رو شنیدم از زبون جیمین از این به بعد بیشتر مراقب باش
هویون : چشم هیونگ هرچی شما بگید
جونگ کوک لبخندی زد و بار دیگر دستی به موهای دوست بچه گی هایش کشید تا اینکه صدای گنگ هویون را شنید : هیونگ زنتو برادر و برید ناهار بخورید نباید زنت ضعیف بشه
یه سول ملایم نجوا کرد : من پیشت میمونم
هویون عصبی به جونگ کوک نگاه کرد : گفتم برید و به بچه یکم برسید منم یکم بخوابم
یه سول مهربان گفت: باشه ما میریم توهم استراحت کن
جونگ کوک دست گرم عشقش را گرفت و کمک کرد از تخت پایین برود
تنها با یک لبخند از اتاق خارج شد و هویون را تنها گذاشتند
دختر با کشیدن دستش روی چشم هایش دراز کشید خواست بخوابه حداقل یکم راحت باشه ...
دیدگاه ها (۴)

♡ Slave ♡ Season ♡ Part ۱۰۶جیمین عصبی سرشو خاروند و سمته ماد...

Slave ♡ Season ♡ Part ۱۰۷یه سول در آرامش روی تخت نشسته بود ت...

♡ Slave ♡ Season ♡ Part ۱۰۵جیمین جدی به دنبال مادرش رفت هویو...

♡ Slave ♡ Season ♡ Part ۱۰۴فرشته نیستی که بخشیده بشی، و اطرا...

♡ Slave ♡ Season ♡ Part ۹۴یه سول آرام دستش را روی دست عشق اش...

♡ Slave ♡ Season ♡ Part ۶۹اومدن به جایی که خاطراتی زیادی در ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط