♡:
♡:
خشنانااااا
*مویون اروم درو باز کرد*
☆:
*به محض اینکه در باز شد سوآ با عجله وارد اتاق شد.. درو بست و مویون رو روی تخت انداخت*
♡:
سوآااااااا(شکه)
چیشده چرا یهو عوض شدی(تعجب)
☆:
*سوآ بدون هیچ حرفی روی مویون رفت و تیشرتشو در اوردم.. سراغ لباسای مویون رفت و لباساشو از تنش در اورد.. و مویون جلوش با لباس زیر بود*
♡:
*مویون تو خودش جمع شد و بُهت زده به سو آ خیره شد*
☆:
*سوآ لباس زیرای مویون و در اورد و شروع کرد به دست زدن همجای بدنش*
♡:
س.. سوآ (خجالت)
☆:
هوم؟(خمار، مست)
♡:
لباست کامل درش بیار(اروم)
☆:
یه نفر اینجا هورنی شده اونم از لمسای من(نیشخند.... مست)
♡:
اه اصلا اینجور نیست(خجالت)
☆:
*زبونشو روی بدن مویون گذاشت و از گردنش تا سینه هاش حرکت کرد *
*روی سینه هاش متوقف شد و مکیدشون*
♡:
اههه...(اروم)
☆:
نشنیدم هنوز صدای نالتو(مست)*همجای سینه هاشو کبود کرد.. میمکید و گاز میزد*
♡:
عاااحح.. اههه.. ممم.. سو آ.. عایی (بلند)
☆:
*بعد از کبود کردن بالا تنه مویون رفت سراغ شکم و پهلوهاش و بعدشم بین پاهاش *
وقتی بین پاهاشو میمکید به رون هاش چنگ مینداخت طوری که معلوم بود قراره چند روزی جاشون بمونه و زخم بشه *
♡:
عاااهههه.. سو آ نکننن اههههه... عایییییییی درد داره... اومممممم(داد)(شرفم به باد رففف)
☆:
*بدون توجه به حرف های مویون سرشو بیشتر بین پاهاش برد و کل اون قسمتو خیس کرد*
حالا مویون میتونست زبون سو آ رو داخل خودش حس کنه*
♡:
عییییییی.... اههه... داغه...(اروم)
اه سوآ (بلند)
☆:
*بیشتر از دو ساعت توی همون حالت گذشت و معلوم بود که مویون ا...ضا شده*
سوآ بلند شد و سه تا از انگشتاشو داخل مویون فرو برد*
♡:
اهههه... عایییییییی... نکن نه خیلی درد داره(شکه)
☆:
*تا مویون به خودش بیاد سوآ همهی دستشو داخلش فرو برده بود و داشت عقب و جلوش میکرد*
♡:
*مویون خودشو بالا کشید*
(جیغغغغغغ)
*خودشو جمو جور کرد.. دست سو آ گرفت رو تخت انداخت*
☆:
هی دختر چرا اینجوری میکنی (اخم)
*مویون رو کشید پایین و دوباره کل مچ دستشو توش فرو برد و محکم عقب و جلوش میکرد*
♡:
اهههه نکن سو آاااا درد داره خیلی لطفا(بغض)
☆:
*سوآ روی مویون رفت و خیلی محکم بوسیدش طوری که مویون حس میکرد الان لباش از جا کنده میشه *
♡:
*مویون دست سو آ اروم بیرون کشید... همون جور که بوسشون حفظ میکرد سو آ رو تخت دراز کرد روش خیمه زد*
☆:
*سوآ کلافهی خواب بود * چیکار میخوای بکنی (مست)
♡:
*مویون دستش زیر سوتین سو آ برد*
☆:
هی بهت هشدار میدم اگه اینا یادم بمونه حتما بعدا بدتر سرت میارم(مست)
♡:
به لذتش می ارزه
*سوتینش در اورد پایین تخت انداخت.. دستش رو سینه سو آ گذاشت*
☆:
قسم میخورم حتما تلافی میکنم(مست)
♡:
*مویون لباشو رو لبای سو آ گذاشت.. با انگشت اشاره و شصتش نیپل سو آ فشار میداد و با هر فشار لب سو آ گاز میگرفت*
☆:
*سوآ شونه مویون رو گرفت و انداختش و خودش روش خیمه زد*
*سرشو تو گردن مویون برد و بعد از چن ثانیه کوتاه بو کشیدن عطر مویون روی بدن مویون خوابش برد*
♡:
چی(تعجب)
خوابید؟(شکه)
کیوت(خنده)
*مویون سو آ اروم رو تخت گذاشت*
خوابی پس نمیفهمی
*مویون دوباره با انگشت هاش نیپل های مویون تو دست گرفت*
☆:
*یکم توی هم جمع شدم*
♡:
*مویون با یه دستش سینه سو آ فشار میداد.. سینه دیگش میمکید*
☆:
*سوآ توی خواب ناله خفیفی کرد*
♡:
نالش قشنگه(ذوق)
*مویون سرش بالا برد گردن سو آ لیس زد*
☆:
عای اذیتم نکنید بیدار میشم(اروم)(داره تو خواب حرف میزنه)
♡:
کیوتچه(ذوق)
*مویون گردن سو آ گاز میگرف... و مک هاش طولانی و صدا داری میزد..*
☆:
* سوآ همچنان خواب بود*
♡:
*مویون بعد کبود کردن گردن سو آ.. از سینش تا شکمش لیسید.. روی شکمش کبود کرد.. دستش رو پایین تنه سو آ کشبد*
☆:
*سوآ یکم پلکاشو روی هم فشار داد و تکون خورد*
♡:
*شلوار سو آ در اورد.. شورتشو اروم پایین کشید... زبونشو عمیق وسطش کشید..
حس کرد سو آ داره بیدار میشه پس بالا رف بوسه ای رو گردن سو آ گذاشت.. و اروم لباسای سو آ تنش کرد *
☆:
*سوآ یکم تکون خورد دوباره افتاد روی مویون*
♡:
*مویون دستاش دور کمر سو آ گذاشت سرش تو گردنش برد*
☆:
*صبح روز بعد *
*سوآ بیدار شد و با اون صحنه مواجه شد*
♡:
*مویون همچنان خواب بود*
☆:
*چن ثانیه با تعجب به اون حالت خیره بود*
*کم کم همجی یادش اومد *
عایی سرم درد میکنه(بلند)
♡:
*مویون با صدای سو آ اروم پلک هاشو باز کرد*
عوم دلم درد میکنه(زیر لب)
خشنانااااا
*مویون اروم درو باز کرد*
☆:
*به محض اینکه در باز شد سوآ با عجله وارد اتاق شد.. درو بست و مویون رو روی تخت انداخت*
♡:
سوآااااااا(شکه)
چیشده چرا یهو عوض شدی(تعجب)
☆:
*سوآ بدون هیچ حرفی روی مویون رفت و تیشرتشو در اوردم.. سراغ لباسای مویون رفت و لباساشو از تنش در اورد.. و مویون جلوش با لباس زیر بود*
♡:
*مویون تو خودش جمع شد و بُهت زده به سو آ خیره شد*
☆:
*سوآ لباس زیرای مویون و در اورد و شروع کرد به دست زدن همجای بدنش*
♡:
س.. سوآ (خجالت)
☆:
هوم؟(خمار، مست)
♡:
لباست کامل درش بیار(اروم)
☆:
یه نفر اینجا هورنی شده اونم از لمسای من(نیشخند.... مست)
♡:
اه اصلا اینجور نیست(خجالت)
☆:
*زبونشو روی بدن مویون گذاشت و از گردنش تا سینه هاش حرکت کرد *
*روی سینه هاش متوقف شد و مکیدشون*
♡:
اههه...(اروم)
☆:
نشنیدم هنوز صدای نالتو(مست)*همجای سینه هاشو کبود کرد.. میمکید و گاز میزد*
♡:
عاااحح.. اههه.. ممم.. سو آ.. عایی (بلند)
☆:
*بعد از کبود کردن بالا تنه مویون رفت سراغ شکم و پهلوهاش و بعدشم بین پاهاش *
وقتی بین پاهاشو میمکید به رون هاش چنگ مینداخت طوری که معلوم بود قراره چند روزی جاشون بمونه و زخم بشه *
♡:
عاااهههه.. سو آ نکننن اههههه... عایییییییی درد داره... اومممممم(داد)(شرفم به باد رففف)
☆:
*بدون توجه به حرف های مویون سرشو بیشتر بین پاهاش برد و کل اون قسمتو خیس کرد*
حالا مویون میتونست زبون سو آ رو داخل خودش حس کنه*
♡:
عییییییی.... اههه... داغه...(اروم)
اه سوآ (بلند)
☆:
*بیشتر از دو ساعت توی همون حالت گذشت و معلوم بود که مویون ا...ضا شده*
سوآ بلند شد و سه تا از انگشتاشو داخل مویون فرو برد*
♡:
اهههه... عایییییییی... نکن نه خیلی درد داره(شکه)
☆:
*تا مویون به خودش بیاد سوآ همهی دستشو داخلش فرو برده بود و داشت عقب و جلوش میکرد*
♡:
*مویون خودشو بالا کشید*
(جیغغغغغغ)
*خودشو جمو جور کرد.. دست سو آ گرفت رو تخت انداخت*
☆:
هی دختر چرا اینجوری میکنی (اخم)
*مویون رو کشید پایین و دوباره کل مچ دستشو توش فرو برد و محکم عقب و جلوش میکرد*
♡:
اهههه نکن سو آاااا درد داره خیلی لطفا(بغض)
☆:
*سوآ روی مویون رفت و خیلی محکم بوسیدش طوری که مویون حس میکرد الان لباش از جا کنده میشه *
♡:
*مویون دست سو آ اروم بیرون کشید... همون جور که بوسشون حفظ میکرد سو آ رو تخت دراز کرد روش خیمه زد*
☆:
*سوآ کلافهی خواب بود * چیکار میخوای بکنی (مست)
♡:
*مویون دستش زیر سوتین سو آ برد*
☆:
هی بهت هشدار میدم اگه اینا یادم بمونه حتما بعدا بدتر سرت میارم(مست)
♡:
به لذتش می ارزه
*سوتینش در اورد پایین تخت انداخت.. دستش رو سینه سو آ گذاشت*
☆:
قسم میخورم حتما تلافی میکنم(مست)
♡:
*مویون لباشو رو لبای سو آ گذاشت.. با انگشت اشاره و شصتش نیپل سو آ فشار میداد و با هر فشار لب سو آ گاز میگرفت*
☆:
*سوآ شونه مویون رو گرفت و انداختش و خودش روش خیمه زد*
*سرشو تو گردن مویون برد و بعد از چن ثانیه کوتاه بو کشیدن عطر مویون روی بدن مویون خوابش برد*
♡:
چی(تعجب)
خوابید؟(شکه)
کیوت(خنده)
*مویون سو آ اروم رو تخت گذاشت*
خوابی پس نمیفهمی
*مویون دوباره با انگشت هاش نیپل های مویون تو دست گرفت*
☆:
*یکم توی هم جمع شدم*
♡:
*مویون با یه دستش سینه سو آ فشار میداد.. سینه دیگش میمکید*
☆:
*سوآ توی خواب ناله خفیفی کرد*
♡:
نالش قشنگه(ذوق)
*مویون سرش بالا برد گردن سو آ لیس زد*
☆:
عای اذیتم نکنید بیدار میشم(اروم)(داره تو خواب حرف میزنه)
♡:
کیوتچه(ذوق)
*مویون گردن سو آ گاز میگرف... و مک هاش طولانی و صدا داری میزد..*
☆:
* سوآ همچنان خواب بود*
♡:
*مویون بعد کبود کردن گردن سو آ.. از سینش تا شکمش لیسید.. روی شکمش کبود کرد.. دستش رو پایین تنه سو آ کشبد*
☆:
*سوآ یکم پلکاشو روی هم فشار داد و تکون خورد*
♡:
*شلوار سو آ در اورد.. شورتشو اروم پایین کشید... زبونشو عمیق وسطش کشید..
حس کرد سو آ داره بیدار میشه پس بالا رف بوسه ای رو گردن سو آ گذاشت.. و اروم لباسای سو آ تنش کرد *
☆:
*سوآ یکم تکون خورد دوباره افتاد روی مویون*
♡:
*مویون دستاش دور کمر سو آ گذاشت سرش تو گردنش برد*
☆:
*صبح روز بعد *
*سوآ بیدار شد و با اون صحنه مواجه شد*
♡:
*مویون همچنان خواب بود*
☆:
*چن ثانیه با تعجب به اون حالت خیره بود*
*کم کم همجی یادش اومد *
عایی سرم درد میکنه(بلند)
♡:
*مویون با صدای سو آ اروم پلک هاشو باز کرد*
عوم دلم درد میکنه(زیر لب)
- ۱.۹k
- ۱۵ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط