{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مرورگر شما از پخش ویدیو پشتیبانی نمی‌کند.

پلیس در آستانه مافیا

پلیس در آستانه مافیا

بعداز اینکه چند دقیقه صبر کردیم
فکنم اون جنکوگ حرف زد
جنکوگ : مواد ها کجاست
آقای چوی: توی ماشینه
سنا : حمله (آروم)
پلیس ها حمله کردن
ویو جنکوگ
همین که میخواستم مواد رو ببینم که پلیسا حمله کردن
افراد م بهشون گفتم تیر بندازین
جنکوگ : آخه الان اینجا چیکار. میکنن اینا
تعداد اونا از ما بیشتر بود و اونا مارو شکست دادن
سنا : خودتون رو تسلیم کنید
و ماهم از سر ناچاری مجبور شدیم تسلیم شیم
لیلا : سنا ببریمشون دادگسترا
سنا : اره ببرشون
انگار عاشق اون دختره شدم اسمش سنا هست
ویو سنا
شب شد رفتم خوابیدم صبح که بیدار شدم کارهای لازمو کردم رفتم دادگسترا رفتم توی اتاق دادستان که جنکوگ هم اونجا بود
سنا : خوب جئون جنکوگ مواد می‌خری می‌دونی که این کار 5 سال آب خونک داره
جنکوگ : برام مهم نیست
یکی آمد داخل گفت که همراه ووکیل جنکوگ هست اسمش هم نامجونه و مدارک و طوری نشون داد که جنکوگ بی گناهه و دادستان هم جنکوگ رو آزاد کرد
سنا :یعنی چی
دادستان کل :آزاد شدید
سنا : چرا آزاد شد این که مواد داشت جابه جا میکرد (یکم داد)
لیلا : سنا باشه عیب ندارد بیا بریم بیرون
سنا و لیلا رفتن بیرون

دادستان کل : شماهم قربان برید دیگه تکرار نمیشه
جنکوگ : باشه دیگه تو کارای من دخالت نمیکنید اما این دختره سنا دختر خفنیه ازش خوشم آمد خوشگل هم هست
دادستان کل : قربان به اون کاری نداشته باشید اون بی گناهه
جنکوگ : کارش داشته باشم یانه به خودم مربوطه
دادستان کل : چشم قربان
جنکوگ : بریم نامجون
نامجون : جنکوگ میخوای درباره ی اون پلیسه تحقیق کنم
جنکوگ : اره درباره ی کل زندگیش تحقیق کن حتا درباره ی گذشته اش هم تحقیق کن
نامجون : باشه
لایک و کامنت یادتون نره ❤️ ❤️ ❤️
دیدگاه ها (۰)

پلیس در آستانه مافیا ویو سناسنا :من پلیسم و پدر مادمو ازدست ...

فیک : پلیس در آستانه مافیا شخصیت ها : سنا ، جنکوگ و اعضا و ش...

فیک کوک

وقتی عضو هشتم بی تی اسی و اون عاشقتهدرخواستی☆p.3^ویو ات ^راه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط