{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مرورگر شما از پخش ویدیو پشتیبانی نمی‌کند.

پلیس در آستانه مافیا پارت 1

پلیس در آستانه مافیا پارت 1

ویو سنا
سنا :من پلیسم و پدر مادمو ازدست دادم و بعد فوت پدر مادرم افسرده شدم و قرص افسردگی میخورم. و من پلیس شدم بخاطر اینکه مافیا ها پدر مادر منو کشتن
امروز هم باید برم دادگسترا پس رفتم یه دوش 20مینی گرفتم لباس پوشیدم و رفتم سمت دادگسترا وقتی رسیدم
بهم گفتن که دادستان کل گفته برم اتاقش منم رفتم ببینم چیکارم داره در زدم
سنا : میشه بیام داخل
دادستان کل : اره بیا داخل
سنا :دادستان چیکارم داشتین
دادستان کل : میخواستم بهت بگم که می‌دونی که همه پلیس ها از جئون جنکوگ بزرگترین مافیایه کره میترسن اما تو خیلی شجاع تر ازاین حرفایی
سنا : منظورتون رو نمیفهمم
دادستان کل : میگم که امشب تبق خبراتی که به دست ما رسیده میخوان مواد بگیرن تو و چندتا کمک کننده میرید ونمیزارید که اون مواد ها به دست جئون جنکوگ بیفته و اگه شد دستگیرشم میکنید
سنا : حتماً دادستان و من باعث افتخارمه که جئون جنکوگ مافیا به اون قدرتمندی رو دستگیر کنم
دادستان کل : اما باید مراقب باشی اون خیلی خطرناکه
سنا : نترسین حواسم هسست
و رفتم بیرون نمی‌دونم چرا اما یه حسی بهم میگه جئون جنکوگ یه ربطی به مرگ پدر و مادرم داره اما من باید من بفهمم قاتل پدر مادرم کیه توی همین فکرها بودم که لیلا آمد
لیلا : سلام خوبی
سنا : ممنون تو خوبی
لیلا : منم خوبم امشب باید بریم
سنا : اره دادستان به ما سپرده
(ساعت 8)
ما رسیدیم اونجا دیدیم دارن میان
سنا : همه سر جای خودتون باشید همین که گفتم حمله حمله کنید باشه
همه :باشه
صبر کردیم که یکم از امدنشون بگذره

لایک و کامنت یادتون نره ❤️ ❤️
دیدگاه ها (۴)

پلیس در آستانه مافیا پارت 2بعداز اینکه چند دقیقه صبر کردیم ف...

پلیس در آستانه مافیا پارت 3نامجون وجنکوگ که داشتن میرفتم که ...

فیک : پلیس در آستانه مافیا شخصیت ها : سنا ، جنکوگ و اعضا و ش...

ویو سوجین توی اتاق نشسته بودم که شوگا آمد گفت شوگا : تهیونگ ...

پلیس در آستانه مافیا پارت 24معلوم بود که میترسه دوست نداشتم ...

پلیس در آستانه مافیا پارت 14ویو سنا بعد از اون قضیه نشستم کل...

اسلاید دوم لباس سنا اسلاید سوم گردنبند و گوشواره سنا پلیس در...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط