پلیس در آستانه مافیا
پلیس در آستانه مافیا
ویو سنا
سنا :من پلیسم و پدر مادمو ازدست دادم و بعد فوت پدر مادرم افسرده شدم و قرص افسردگی میخورم. و من پلیس شدم بخاطر اینکه مافیا ها پدر مادر منو کشتن
امروز هم باید برم دادگسترا پس رفتم یه دوش 20مینی گرفتم لباس پوشیدم و رفتم سمت دادگسترا وقتی رسیدم
بهم گفتن که دادستان کل گفته برم اتاقش منم رفتم ببینم چیکارم داره در زدم
سنا : میشه بیام داخل
دادستان کل : اره بیا داخل
سنا :دادستان چیکارم داشتین
دادستان کل : میخواستم بهت بگم که میدونی که همه پلیس ها از جئون جنکوگ بزرگترین مافیایه کره میترسن اما تو خیلی شجاع تر ازاین حرفایی
سنا : منظورتون رو نمیفهمم
دادستان کل : میگم که امشب تبق خبراتی که به دست ما رسیده میخوان مواد بگیرن تو و چندتا کمک کننده میرید ونمیزارید که اون مواد ها به دست جئون جنکوگ بیفته و اگه شد دستگیرشم میکنید
سنا : حتماً دادستان و من باعث افتخارمه که جئون جنکوگ مافیا به اون قدرتمندی رو دستگیر کنم
دادستان کل : اما باید مراقب باشی اون خیلی خطرناکه
سنا : نترسین حواسم هسست
و رفتم بیرون نمیدونم چرا اما یه حسی بهم میگه جئون جنکوگ یه ربطی به مرگ پدر و مادرم داره اما من باید من بفهمم قاتل پدر مادرم کیه توی همین فکرها بودم که لیلا آمد
لیلا : سلام خوبی
سنا : ممنون تو خوبی
لیلا : منم خوبم امشب باید بریم
سنا : اره دادستان به ما سپرده
(ساعت 8)
ما رسیدیم اونجا دیدیم دارن میان
سنا : همه سر جای خودتون باشید همین که گفتم حمله حمله کنید باشه
همه :باشه
صبر کردیم که یکم از امدنشون بگذره
لایک و کامنت یادتون نره ❤️ ❤️
ویو سنا
سنا :من پلیسم و پدر مادمو ازدست دادم و بعد فوت پدر مادرم افسرده شدم و قرص افسردگی میخورم. و من پلیس شدم بخاطر اینکه مافیا ها پدر مادر منو کشتن
امروز هم باید برم دادگسترا پس رفتم یه دوش 20مینی گرفتم لباس پوشیدم و رفتم سمت دادگسترا وقتی رسیدم
بهم گفتن که دادستان کل گفته برم اتاقش منم رفتم ببینم چیکارم داره در زدم
سنا : میشه بیام داخل
دادستان کل : اره بیا داخل
سنا :دادستان چیکارم داشتین
دادستان کل : میخواستم بهت بگم که میدونی که همه پلیس ها از جئون جنکوگ بزرگترین مافیایه کره میترسن اما تو خیلی شجاع تر ازاین حرفایی
سنا : منظورتون رو نمیفهمم
دادستان کل : میگم که امشب تبق خبراتی که به دست ما رسیده میخوان مواد بگیرن تو و چندتا کمک کننده میرید ونمیزارید که اون مواد ها به دست جئون جنکوگ بیفته و اگه شد دستگیرشم میکنید
سنا : حتماً دادستان و من باعث افتخارمه که جئون جنکوگ مافیا به اون قدرتمندی رو دستگیر کنم
دادستان کل : اما باید مراقب باشی اون خیلی خطرناکه
سنا : نترسین حواسم هسست
و رفتم بیرون نمیدونم چرا اما یه حسی بهم میگه جئون جنکوگ یه ربطی به مرگ پدر و مادرم داره اما من باید من بفهمم قاتل پدر مادرم کیه توی همین فکرها بودم که لیلا آمد
لیلا : سلام خوبی
سنا : ممنون تو خوبی
لیلا : منم خوبم امشب باید بریم
سنا : اره دادستان به ما سپرده
(ساعت 8)
ما رسیدیم اونجا دیدیم دارن میان
سنا : همه سر جای خودتون باشید همین که گفتم حمله حمله کنید باشه
همه :باشه
صبر کردیم که یکم از امدنشون بگذره
لایک و کامنت یادتون نره ❤️ ❤️
- ۵۴
- ۱۳ دی ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط