من کویری بودم●◀
من کویری بودم●◀
خالی از شور و نشاط•
خالی از نغمه مرغان خوش آواز بهار•
و فقط من بودم، نالهء مبهم باد•
خار هم، از دل دیوانه من می رویید•
آسمانم خالی●
و در این پهنه ندیدم ابری•
پس خودم باریدم•
آنقدر باریدم●
تا کویرم گل داد•
گلی از عشق درونش رویید•
پس تو هم باران باش●
به کویر دل خود سخت ببار•
و برون کن زدلت•
نفرت و بیزاری را•
و فقط عشق بورز•
به خودت و همه انسانها•
همین حوالی■
خالی از شور و نشاط•
خالی از نغمه مرغان خوش آواز بهار•
و فقط من بودم، نالهء مبهم باد•
خار هم، از دل دیوانه من می رویید•
آسمانم خالی●
و در این پهنه ندیدم ابری•
پس خودم باریدم•
آنقدر باریدم●
تا کویرم گل داد•
گلی از عشق درونش رویید•
پس تو هم باران باش●
به کویر دل خود سخت ببار•
و برون کن زدلت•
نفرت و بیزاری را•
و فقط عشق بورز•
به خودت و همه انسانها•
همین حوالی■
- ۵۶۰
- ۲۴ آذر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط