{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من کویری بودم●◀

من کویری بودم●◀
خالی از شور و نشاط•
خالی از نغمه مرغان خوش آواز بهار•
و فقط من بودم، نالهء مبهم باد•
خار هم، از دل دیوانه من می رویید•

آسمانم خالی●
و در این پهنه ندیدم ابری•
پس خودم باریدم•
آنقدر باریدم●
تا کویرم گل داد•
گلی از عشق درونش رویید•

پس تو هم باران باش●
به کویر دل خود سخت ببار•
و برون کن زدلت•
نفرت و بیزاری را•
و فقط عشق بورز•
به خودت و همه انسانها•
همین حوالی■
دیدگاه ها (۲)

ﻧﻪ کسی ﻣﻨﺘﻈﺮ ﺍﺳﺖ ﻧﻪ کسی ﭼﺸﻢ ﺑﻪ ﺭﺍﻩ ﻧﻪ ﺧﻴﺎﻝ ﮔﺬﺭ ﺍﺯ ﮐﻮﭼﻪ ی ﻣﺎ ...

حسین پناهی حرف قشنگی زد،گفت:دیدی وقتی یه بادوم تلخ میخوری؟!!...

تا خدا نام تو را برد غزل زیبا شدنوبت صبح رسید و شب من فردا ش...

مـــــن کویــــــــــری بــــــودم !خالـــــــی از شـــــور ...

در پس پرده یک ظهر غریب ...من و یک خواب عجیب …!!رازها در پس ا...

در پس پرده یک ظهر غریب ...من و یک خواب عجیب …!!رازها در پس ا...

در پس پرده یک ظهر غریب ...من و یک خواب عجیب …!!رازها در پس ا...

در پس پرده یک ظهر غریب ...من و یک خواب عجیب …!!رازها در پس ا...

در پس پرده یک ظهر غریب ...من و یک خواب عجیب …!!رازها در پس ا...

در پس پرده یک ظهر غریب ...من و یک خواب عجیب …!!رازها در پس ا...

در پس پرده یک ظهر غریب ...من و یک خواب عجیب …!!رازها در پس ا...

در پس پرده یک ظهر غریب ...من و یک خواب عجیب …!!رازها در پس ا...

در پس پرده یک ظهر غریب ...من و یک خواب عجیب …!!رازها در پس ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط