چند پارتی بی تی اس
چند پارتی بی تی اس
اتاق شماره 7
پارت ¹
از مسئول اتاق های خوابگاه کلید اتاقی که رزرو کردی میگیری و به سمت آسانسور میری ،داخل آسانسور بودی و به این فکر میکردی که بالاخره میتونی بعد از یه پرواز طولانی از ایران به کره،یه استراحت بکنی.
از آسانسور خارج میشی، کلید رو داخل قفل میکنی و با یه چرخش صدای کلیک میاد و در باز میشه .
وارد خوابگاه میشی، چمدونتو گوشه اتاق ول میکنی و با چشمای نیمه باز خودتو روی مبل پرت میکنی .وقتی روی مبل افتادی حس میکنی یه چیز نرم و گوشتی زیرته اما توجه نمیکنی تا اینکه یه صدایی میگه : جات راحته خانم خوشگله ؟
برمیگردی و پشت سرتو میبینی که با قیافه یه پسر مواجه میشی .یهو از روی پاش بلند میشی و عقب عقب میری که به یکی دیگه برخورد میکنی و سرتو بالا میگیری و متوجه میشی کسی که بهش برخورد کردی شونه های پهنی داره!
از ا ن هم فاصله میگیری و یه گوشه وایمیستی و به ۵ نفر دیگه به جز اون دو نفر نگاه میکنی و با صورتی سرخ و گونه های گلگون میپرسی : م...مگه ....اینجا...ات...اتاق ...ش..شماره ...ه..ه..هفت نیست ؟
یکی از پسرها که به نظر کوچیکتر از همه میومد جلو میاد و میگه : چرا،اینجا دقیقا اتاق شماره هفته!
گوشی رو از تو جیبت در میاری تا ببینی شماره اتاقی که رزرو کرده بودی شماره چنده که یکی دیگه از پسرا میگه : اشتباه نیومدی ، به ما اطلاع دادن که قراره یه هم اتاقی دختر داشته باشیم.
نگاه متعجبت رو بین اون هفت پسر میچرخونی و میگی: اما...اما به من اطلاع نداده بودن .یهو یکی از پسرا جلو میاد و میگه : حتی اگر هم بخوای اتاقتو عوض کنی نمیتونی ؛ چون همه ی اتاق ها پر ان ، فقط همین یه اتاق ظرفیت یه نفرو داشت .
دستتو داخل موهای بلندت که تا زانوهات میرسید، میکشی و میگی : خب ...پس اتاق من کجاست ؟
پسری که روی پاهاش نشسته بودی راهنماییت میکنه و میگه : راستی ، ما امشب قرار نیست بخوابیم ، اگر چیزی نیاز داشتی بیا و بهمون بگو .
سرتو به نشانه ی فهمیدن تکون دادی و در اتاقو بستی .
خب ... اینم از اولین پارت فیک جدیدمون .
امیدوارم خوشتکن اومده باشه ...
تا پارت های بعد باییی💜🎀
اتاق شماره 7
پارت ¹
از مسئول اتاق های خوابگاه کلید اتاقی که رزرو کردی میگیری و به سمت آسانسور میری ،داخل آسانسور بودی و به این فکر میکردی که بالاخره میتونی بعد از یه پرواز طولانی از ایران به کره،یه استراحت بکنی.
از آسانسور خارج میشی، کلید رو داخل قفل میکنی و با یه چرخش صدای کلیک میاد و در باز میشه .
وارد خوابگاه میشی، چمدونتو گوشه اتاق ول میکنی و با چشمای نیمه باز خودتو روی مبل پرت میکنی .وقتی روی مبل افتادی حس میکنی یه چیز نرم و گوشتی زیرته اما توجه نمیکنی تا اینکه یه صدایی میگه : جات راحته خانم خوشگله ؟
برمیگردی و پشت سرتو میبینی که با قیافه یه پسر مواجه میشی .یهو از روی پاش بلند میشی و عقب عقب میری که به یکی دیگه برخورد میکنی و سرتو بالا میگیری و متوجه میشی کسی که بهش برخورد کردی شونه های پهنی داره!
از ا ن هم فاصله میگیری و یه گوشه وایمیستی و به ۵ نفر دیگه به جز اون دو نفر نگاه میکنی و با صورتی سرخ و گونه های گلگون میپرسی : م...مگه ....اینجا...ات...اتاق ...ش..شماره ...ه..ه..هفت نیست ؟
یکی از پسرها که به نظر کوچیکتر از همه میومد جلو میاد و میگه : چرا،اینجا دقیقا اتاق شماره هفته!
گوشی رو از تو جیبت در میاری تا ببینی شماره اتاقی که رزرو کرده بودی شماره چنده که یکی دیگه از پسرا میگه : اشتباه نیومدی ، به ما اطلاع دادن که قراره یه هم اتاقی دختر داشته باشیم.
نگاه متعجبت رو بین اون هفت پسر میچرخونی و میگی: اما...اما به من اطلاع نداده بودن .یهو یکی از پسرا جلو میاد و میگه : حتی اگر هم بخوای اتاقتو عوض کنی نمیتونی ؛ چون همه ی اتاق ها پر ان ، فقط همین یه اتاق ظرفیت یه نفرو داشت .
دستتو داخل موهای بلندت که تا زانوهات میرسید، میکشی و میگی : خب ...پس اتاق من کجاست ؟
پسری که روی پاهاش نشسته بودی راهنماییت میکنه و میگه : راستی ، ما امشب قرار نیست بخوابیم ، اگر چیزی نیاز داشتی بیا و بهمون بگو .
سرتو به نشانه ی فهمیدن تکون دادی و در اتاقو بستی .
خب ... اینم از اولین پارت فیک جدیدمون .
امیدوارم خوشتکن اومده باشه ...
تا پارت های بعد باییی💜🎀
- ۳.۹k
- ۱۸ شهریور ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط