{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من ندیدم بیدی،

من ندیدم بیدی،
سایه‌اش را بفروشد به زمین

رایگان می‌بخشد،
نارون شاخه‌ی خود را به کلاغ

هر کجا برگی هست،
شوق من می‌شکفد

تا بخواهی خورشید،
تا بخواهی پیوند،
تا بخواهی تکثیر

زندگی رسم خوشایندی است
پرشی دارد اندازه‌ی عشق...
دیدگاه ها (۱)

اهل کاشانم روزگارم بد نیست ...

تابستانی داغ و پرملال

سایه‌های کلاغپارت چهلم | وقتی کلاغ‌ها پرواز کردندباد سرد از ...

✦ اولین گناه ✦فصل دوازدهم: جایی که هیچ‌کس نمی‌رود---لعنت به ...

پارت سوم رمانمون جینگولا حمایت شم لطفا

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط