{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وقتی بچشو نمی خواد ....

وقتی بچشو نمی خواد ....

پارت آخر




نامجون: همینجا
ات: می یونگ گفت تو‌....تو (نفس نفس)
نامجون: می‌دونم الان وقتش نیست ولی
(جلوش زانو زد )
نامجون: با من ازدواج می کنی ؟
همینجوری افتاده تو آب بودم و چشمام این شکلی بود 😳
نامجون: دوباره می پرسم سرکار خانم ات آیا من را به همسری قبول می کنید
ات: بله قبولت می کنم
(و ماچ و بوس)
پیش پسرا
می یونگ:عموو دستتو بردار(گریه)
شوگا:فعلا صحنه ی خوبی نیست
می یونگ: دارن همو میبوسن ؟
تهیونگ: تو از کجا می‌دونی ؟
می یونگ: تو خونه هم همینطوره...به خصوص وقتی من خودمو می‌زنم به خواب
پسرا: نامجونااااااااااا


( خب خب خب دیگه بریم سراغ درخواستیا)
دیدگاه ها (۱۶)

🔥 BTS Reaction | وقتی توی خیابون با یه پسر می‌بیننتنامجون:هم...

سناریو جونگکوک

Like Swan 🦢#like_swan𝑃𝑇24ویو هویج:حیاط مدرسه شلوغ بود.زنگ تف...

╭─────────────── 💜 ───────────────╮✦ پارت ۹ | حرفی که باید گ...

╔═══.·:·.💗.·:·.═══╗پارت ۳۸🌙 ویو آتلیام: آت، راستششش...آت: را...

تا وقتی هفت نفر کنارم هستن(فصل۲)

سناریو موضوع : وقتی که قهر میکنید . *****نامجون:** نشسته رو ...

Part 2

#دختر_ردیف_آخرژانر: مدرسه‌ای | گنگ | رفاقتی | کمدی پارت اول:...

#عشق_بعد_نفرتپارت2ویو راوی: ات حرف جین رو تایید کرد و با اعض...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط