باز غزل در غزل آغاز شد

باز غزل در غزل آغاز شد
عطر تو آمد ، نفسم باز شد
باز من و شور دمادم ز تو
باز تو و حال دلم ساز شد
این همه احساس و دل کوچکم
یاد تو و لحظه ی ابراز شد
با نفس پاک مسیحائیت
آمدی و لحظه ی اعجاز شد
مست منم ، باده منم ، جام من
چشم تو بنیانگر این راز شد
طره گیسوی تو عاشق کش و
دل ز من و چشم تو طناز شد
نابترین لحظه ی شاعر شدن
بازغزل در غزل آغاز شد
دیدگاه ها (۳)

عاشقانه های شبنم بیاد بابامحمدم

تو بگو دل که بـه آهنــگِ دلت ســاز کنم تو بگو عشق که مـن عــ...

مارا پس از این خزان بهاری دگر است..

جاده بی راهه

.#دلیاخــــــــلاقم ...............    حکم ميکــــــنه.........

تقدیم باعشق خدمتِ باسعادتِ زندگیم:🫂چراغ لاله روشن در حباب شب...

فاصله یک لبخند تا جنون

به مناسبت تولد "RM"

### 🖤 پشت نیمکت آخرپارت ۷: بابای واقعی کیه؟جونگوک گوشی رو مح...

پارت ۱۰ [ آزمازش ۰۰۶ و ۰۰۷ ]ویو انیا دامیل من رسند خونه انی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط