{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

(Knife Dead)

(Knife Dead)
Part 29

بعد از کشیدن گوشی از تو جیب پشتی اش سمته دخترک کرد و او با اخم بهش خیره شد ...
ات: کنی برو عقب تا کارمو بکنم
جونکوک خنده ای کرد و کمی خم شد و دست هایش را دوره ب*اسنش حلقه کرد و رو میز کناری او را گذاشت
جونکوک: زود باش منتظرم
دخترک مشغول انداختن شماره شد و بعد از داخل داغون مخاطب گوشی جونکوک سمتش گرفت و لبخندی زد
ات: بیا تموم شد
جونکوک: پس بیا برسونمت
ات: نه خوشم نمیاد
جونکوک: فراری دست یارت نیومده پس بیا بریم
دخترک خنده ای کرد و کمی جونکوک را هول داد و از رو میز پاهایش را پایین گذاشت و مشغول پوشیدن پالتو اش شد
جونکوک: بریم ؟
دخترک لبخندی زد و سری تکون داد هر دو به سمته پله ها حرکت کردن

با هیجان کاملا بالا خودش را رو تخت انداخت و به سقف اتاقش خیره شد با لبخندی قلبش تند تند به سینه اش می‌کوبید دستو پاهایش به شدت تکون می‌خورد
رو پهلو سمت راست چرخید و لبش را گزید ( اوف خیلی خوشتیپه )
خنده ای کرد و سمته پهلو چپ چرخید ( یعنی اون تو ذهنش راجبه من چی فکر میکنه ) خنده ای باز هم سر داد و رو کمر دراز کشیده دستش را گذاشت رو صورت اش ( یااااا دختر با خودت چیکار میکنی تو ... !
عوضی لعنتی داره منو ماله خودش میکنه داری منو لیلی میکنی مجنونم ) لبخند زد و پاهایش را محکم به تخت زد و دست هایش را بیشتر رو تخت بالا پایین کرد و سرش را به تخت کوبید بالشت کنارش را برداشت و رو صورت اش گذاشت ( یااااا جئون جونکوک بس کنننننن داره دردم میاد خب نمیتونم بخوابم ایششششش ) با اینکه کله راه رو پیاده اومده بود و جونکوک او را به سمته محله پول دار برده بود و کله راه مجبور بود که پیاده بیاد .......
*** صبح روزه بعد
رو تخت نشست و خمیازه ای کشید با دیدن گوشی اش که صفحه اش با آمدن پیام روشن شد و با فکر‌اینکه جونکوک باشه زود گوشی را برداشت و درست حدس زده بود
اسلاید ۲ صفحه چت ات
اسلاید ۲ صفحه چت جونکوک

سوهی: ات دیشب چطور بود
دخترک نگاهش را به خالش دوخت ....
ات: آره خوب بود
سوهی : ساعت از نیمه شب گذشته بود که اومدم برای آب خوردن ولی تو نبودی میشه بگی ساعت چند اومدی ؟
دخترک با چاپستیک تو دست را گذاشته کنار بشقاب اش و کنی کنی تته پته گفت ....
ات: خب .. اره دیر شد ... ولی اومدم خب ...
نگاهی به بیونگ سو انداخت برعکس هر روز خیلی آروم نشسته بود باید حتما باهاش راجبه دیشب حرف می‌زد چون دست گل به آب داده بود ....
دیدگاه ها (۵)

(Knife Dead)Part 30مچ دستش را وقتی راه کرد که وارد اتاق شدن ...

(Knife Dead)Part 31تیکی از بیسکویت را در دهانش گذاشت و با هر...

Knife Dead)Part 28باز هم هیچی نگفت و حالا که پشت اش به ستون ...

(Knife Dead)Part 27جونکوک تک خنده ای کرد و دستش را سمته پهلو...

دردسرهای بچه داری پارت ۱۰

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط