{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ما بدان قامت و بالا نگرانیم هنوز

ما بدان قامت و بالا، نگرانیم هنوز

وز غمت خون دل از دیده روانیم هنوز


جز تو یاری نگرفتیم و، نخواهیم گرفت

بر همان عهد که بودیم، برآنیم هنوز


به امید تو شب خویش برآریم به روز

آن جفا دیده که بودیم، همانیم هنوز


ای دریغا! که پس از آن همه جان بازی ها

بر سوی کوی تو، بی نام و نشانیم
هنوز


دیگران وادی عشق تو به پایان بردند

ما به یاد تو، دراین دشت دوانیم هنوز


آرمیدند همه در حرم حرمت ما

ساکن کوی خرابات مغانیم هنوز


ما از این چرخ کهن گرچه بسی پیرتریم

همچنان از مدد عشق جوانیم هنوز



اوستاد همه فن بوده و هستیم " ادیب"

با همان نام و همان شوکت و شانیم هنوز...


#خاصترین
دیدگاه ها (۰)

ز دریچه های چشمم نظری به ماه داریچه بلند بختی ای دل که به دو...

گــوش کن سـاز دلم را که شنـیدن داردهمــه شب دل نی عشق تو دمی...

‍ کسی که از تو خدا آفرید، من بودمبجز تو هیچ‌کسی را ندید، من ...

در نگاهت رنگ آرامش نمایان می شود آه می ترسم که دارد باز طوفا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط