{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ز دریچه های چشمم نظری به ماه داری

ز دریچه های چشمم نظری به ماه داری
چه بلند بختی ای دل که به دوست راه داری

به شب سیاه عاشق چکند پری که شمعی است
تو فروغ ماه من شو که فروغ ماه داری

بگشای روی زیبا ز گناه آن میندیش
به خدا که کافرم من تو اگر گناه داری

من از آن سیاه دارم به غم تو روز روشن
که تو ماهی و تعلق به شب سیاه داری

تو اگر به هر نگاهی ببری هزارها دل
نرسد بدان نگارا که دلی نگاهداری

دگران روند تنها به مثل به قاضی اما
تو اگر به حسن دعوی بکنی گواه داری

به چمن گلی که خواهد به تو ماند از وجاهت
تو اگر بخواهی ای گل کمش از گیاه داری

به سر تو شهریارا گذرد قیامت و باز
چه قیامتست حالی که تو گاه گاه داری...


شهریار

#خاصترین
دیدگاه ها (۱)

گــوش کن سـاز دلم را که شنـیدن داردهمــه شب دل نی عشق تو دمی...

‌آتشی در سینه دارم جاودانی؛ عمر من مرگیست، نامش زندگانیرحمتی...

ما بدان قامت و بالا، نگرانیم هنوزوز غمت خون دل از دیده روانی...

‍ کسی که از تو خدا آفرید، من بودمبجز تو هیچ‌کسی را ندید، من ...

گاهی نگه به چهره ی زردم توماه کنزان نرگسان مستِ خودت روبه را...

گاهی نگه به چهره ی زردم توماه کنزان نرگسان مستِ خودت روبه را...

🎵 #شعر 🎵نشد که بعد تو ، تموم بشه غمامنشد بیان به لب ، دوباره...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط