بازی_در_خون🍷🔪
بازی_در_خون🍷🔪
پارت سیصد سه 🍷🔪
رفتم داخل اتاق که سرشو بلند کرد
چشماش سرخ بود
معلوم بود گریه کرده
هول زده و با شتاب گفت
+چیشد ؟ بچه ام چیشد کوروش...
با اخم کمرنگ نگاهش کردم
_گریه کردی
بینیش و کشید بالا
+اوهوم ..حالا بهم بگو ببینم چیشد بچم..
_الان میارنش
لبخند اومد روی لبش
به گریه افتاده بود
بغلش کردم
پیراهنمو چنگ زد و زارر زد توی بغلم
منم اجازه دادم خالی بشه
یهو صدای در اومد
سریع ازم جدا شد
پرستار اومد داخل با یه بچه ای که توی دستش بود
خیره شدم به اون موجود کوچولو
زشت بود
ولی
بچه من بود؟!
شلام قشنگام بااینکه حالم یکم بده بازم براتون پارت میزارم حمایتت کنین دیگ سرقولتون باشین جا نزنین اگ اینجوری پیش بره زود تمومش میکنم پاارتو دیگ نمیزارم ولی پارتای خیلی خفن دیگ مخاستم براتون بزارم که خودتون نمیخان بازم سه پارت تقدیم. نگاهتون🥺🥺🥺🫀😘
پارت سیصد سه 🍷🔪
رفتم داخل اتاق که سرشو بلند کرد
چشماش سرخ بود
معلوم بود گریه کرده
هول زده و با شتاب گفت
+چیشد ؟ بچه ام چیشد کوروش...
با اخم کمرنگ نگاهش کردم
_گریه کردی
بینیش و کشید بالا
+اوهوم ..حالا بهم بگو ببینم چیشد بچم..
_الان میارنش
لبخند اومد روی لبش
به گریه افتاده بود
بغلش کردم
پیراهنمو چنگ زد و زارر زد توی بغلم
منم اجازه دادم خالی بشه
یهو صدای در اومد
سریع ازم جدا شد
پرستار اومد داخل با یه بچه ای که توی دستش بود
خیره شدم به اون موجود کوچولو
زشت بود
ولی
بچه من بود؟!
شلام قشنگام بااینکه حالم یکم بده بازم براتون پارت میزارم حمایتت کنین دیگ سرقولتون باشین جا نزنین اگ اینجوری پیش بره زود تمومش میکنم پاارتو دیگ نمیزارم ولی پارتای خیلی خفن دیگ مخاستم براتون بزارم که خودتون نمیخان بازم سه پارت تقدیم. نگاهتون🥺🥺🥺🫀😘
- ۴.۱k
- ۳۱ خرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط