{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تک پارتی از جونگکوک

تک پارتی از جونگکوک
(وقتی رئیس مافیا هستن و تو از مافیا ها میترسی ، داخل یک مدرسه درس میخونید و اعضا دشمن تو هستن ولی یواشکی روت کراش دارن پس بهت نگفتن که رئیس مافیا هستن تا نترسی و تو فکر میکنی اونها ازت متنفر هستند)
*ات ، امروز حالم خوب نیست ، پریودم و کمرم و شکمم خیلی درد میکنه و رنگ صورتم کمی پریده ، آروم سمت میزم رفتم و نشستم و دعا دعا میکردم جونگکوک الان نیاد ، پوففففف...روش کراش دارم پس نمبخوام منو اینجوری ببینه ولی شانس باهام یار نیست*
جونگکوک: ببین کی اینجاست...دختر کوچو...*از پشت سرت اومد و وقتی رنگ صورتت رو دید اخم کرد*...چته؟ مریضی؟
ات: نه خیر، ولم کن...*صورتم را داخل کتاب پنهون کردم ولی درد کمرم باعث شد محکم لبم را گاز بگیرم تا ناله نکنم*
*جونگکوک وقتی حال ات رو دید بدون مکث ات رو براید استیل بلند کرد و سمت دفتر پرستاری دوید*
جونگکوک: نمیدونم چته...ولی معلومه خیلی درد داری ، پس حتی فکر رو هم نکنید که من را پس بزنی ، نه الان که دارم میبینم حالت انقدر بده
ات: ولی...چرا...اخ...
*جونگکوک و ات وارد دفتر پرستار شدن و جونگکوک آروم ات رو روی تخت دراز کرد و پرستار آروم اومدی بالا سرش*
پرستار: چی شده ، خوشگل خانم؟
ات: آم...من...جونگکوک...میشه بریم بیرون منتظر وایسی؟ لطفا...من...
جونگکوک: باشه باشه...فقط سریع بگو چته و برمیگردم داخل
*جونگکوک با حسادت و نگرانی و عصبانیت از اینکه نمیدونه تو چرا درد میکشی جلوی در دفتر پرستاری وایساد*
ات: پرستار...من...پریودم و کمرم و شکمم خیلی درد میکنه...
پرستار: من بهت یه مسکن میدم تا دردت رو از بین ببره و یک سرم تقویتی هم بهت میزنم ، رنگ صورتت خیلی پریده
*بعد از خوردن مسکن و زدن سرم ، پرستار جونگکوک رو صدا زد تا بیاد پیش ات*
جونگکوک: چی شد؟ من باید بدونم تو چرا انقدر درد میکشی...میدونم امروز اولین روز پریودت است ولی...هر دفعه حالت خوبه ، چرا امروز انقدر درد داشتی...
ات: صبر کن...تو...از کجا میدونی امروز تاریخ پریود منه؟؟
جونگکوک: *آروم روی صندلی کنار تخت ات نشستم و شروع کردم به نوازش کردن موهای ات*
چون بهت اهمیت میدم ، آره...همیشه اذیتت میکنم ولی بهت اهمیت میدم...حتی بیشتر از خودم...
ات: چی...منظورت اینکه...
جونگکوک: آره ، دوستت دارم ، بیشتر از تمام دنیا دوستت دارم...پس...بهم بگو ، تو هم منو دوست داری؟
ات: من...من...هم دوستت دارم...
*جونگکوک خم شد و محکم پیشونی ات رو بوسید*
جونگکوک: قول میدم تا آخر عمر مراقبت باشم ، عاشقتم ، دختر کوچولو...
#بی تی اس #سناریو #سناریو بی تی اس #تک پارتی #جونگکوک
دیدگاه ها (۸)

بچه ها ، با گرایش های مختلف آشنایی دارید؟ گرایش هایی مثل لیت...

بچه ها ، میخواید تک پارتی بعدی رو تهکوک بنویسم؟؟؟

تک پارتی از جیمین *ات ، در مدرسه*تازه کلاسمون تموم شده بود و...

چند پارتی از جین part:3(آخر)جین: چرا...ات: دیگه نمیخو...

(وقتی رئیس مافیا هستن و تو از مافیا ها میترسی ، داخل یک مدرس...

ددی جئون جونگکوک: خجالت میکشی چی قایم میکنی من که بدنت رو دی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط