{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

با عجله راه میرفتم که محکم به چیزی خوردم آدم بود

‏با عجله راه میرفتم که محکم به چیزی خوردم ، "آدم" بود؛
‏منتظر بودم پرخاش کند، لبخندی زد و رفت
‏به گمانم "انسان" بود.

‏⁧ #انسانم_آرزوست
دیدگاه ها (۱)

یه آدمایی هستن هرچقدر هم دلشون رو میشکنی چیزی بهت نمیگن.. فق...

جایی باید دست از گذشته بکشیآمدبودخندیدرفت را از حافظه ات پاک...

قصه از همان جایی تلخ می‌شود که یک وقت به خودت می‌آیی و میبین...

‍ ﺑﺎﺯ ﺑﺎﺭﺍﻥ ﺑﺎﺗﺮﺍﻧﻪ ﻣیخوﺭﺩ ﺑﺮ ﺑﺎﻡ ﺧﺎﻧﻪ ﯾﺎﺩﻡ ﺁﺭﺩ ﮐﺮﺑﻼﺭﺍ، ﺩﺷﺖ ...

چند پارتی درخواستی هوا داشت تاریک می‌شد و عطر شام داغی که در...

عشق بی پایان🫧🫀𝚙𝚊𝚛𝚝 𝟷✰طبق معمول، روی نیمکت همیشگی‌ام نشسته بو...

درمانگر عشق. فصل دوم. پارت۱0

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط