{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

‏با عجله راه میرفتم که محکم به چیزی خوردم ، "آدم" بود؛

‏با عجله راه میرفتم که محکم به چیزی خوردم ، "آدم" بود؛
‏منتظر بودم پرخاش کند، لبخندی زد و رفت
‏به گمانم "انسان" بود.

‏⁧ #انسانم_آرزوست
دیدگاه ها (۱)

یه آدمایی هستن هرچقدر هم دلشون رو میشکنی چیزی بهت نمیگن.. فق...

جایی باید دست از گذشته بکشیآمدبودخندیدرفت را از حافظه ات پاک...

قصه از همان جایی تلخ می‌شود که یک وقت به خودت می‌آیی و میبین...

‍ ﺑﺎﺯ ﺑﺎﺭﺍﻥ ﺑﺎﺗﺮﺍﻧﻪ ﻣیخوﺭﺩ ﺑﺮ ﺑﺎﻡ ﺧﺎﻧﻪ ﯾﺎﺩﻡ ﺁﺭﺩ ﮐﺮﺑﻼﺭﺍ، ﺩﺷﺖ ...

پارت یک باران شرشر از آسمان می‌آمد ولی من فقط منتظر یه نفر ب...

"Part1" علامت ها: ات=(+) تهیونگ=(-) یونجین=(*) یونگ هو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط