پارت ۶
پارت ۶
جونهو:باید اونو بکشین بعدم یه طوری فیلمو پیدا میکنیم
جونگ کوک: ولی ما که نمیتونیم یه دختر رو بکشیم
جونهو:پس میخواین از نقطه ضعفتون استفاده کنه و آخرش هم کار خودش روبکنه پس بفرما
یونا:نه نه من هرگز این کارو نمیکنم پس فیلمو مستقیم میدم به شما بعدم منو ول کنین تموم شد و رفت
یونگی: اونوقت ما دقیقا چجوری باید به تو اعتماد کنیم ؟ چرا اول فیلم رو تحویل نمیدی
یونا:من چجوریباید به شما اعتماد کنم از کجا معلوم که وقتی فیلم رسید به دستتونمنو نکشین ؟ درضمن اگر تا یک ساعت دیگه از من خبری به دوستم نرسه فیلمتون رو پخش میکنه اگر دوست ندارین فیلمتون پخش بشه بزارین بهش زنگ بزنم
جیهوپ:خیله خب پس بیا
جینو:الو؟
یونا:منم یونا فیلمی که دادم بهت رو یادته
جینو:آره
یونا:اگر تا یه ساعت دیگه از من خبری نشد پخشش کن
جینو:هی یونا چیشده خوبی؟
جونگ:تو الان به ما دروغ گفتی که بتونی بهشون بگی نه؟
یونا:نه چه دروغی من نتونستم قبلش بگم به جاش الان گفتم
یونگی :گیر عجب آدمی افتادیم
جونهو:همین الان بکشینش و اون فیلم هم بگیرین
تهیونگ:آخه پدر خودتم شنیدی
جونهو:من معامله دارم باید برم وقتی برگشتم کارتون رو باید انجام داده باشین
نامجون:بله خیلی خوب شد از کی تاحالا ما دختر کشتیم اگر همچین کاری نمیکردی خیلی احتمال داشت که زنده بمونی
یونا:من فقط آینمو تضمین کردم
جیمین :خب فعلا که نمیتونیم کاری کنیم مجبوریم که بکشیمش کی این افتخار رو میده؟
(همه نشونه ها به سمت جونگ کوک رفت )
جونگ کوک:چرا من ؟
تهیونگ:ببین ما بیرون منتظریم تو راحت باش
نامجون:دقیقا فعلا
(همه رفتن بیرون و جونگ کوک رفت سمت یونا که کار رو یه سره کنه یونا هم تا دید که داره میاد سمتش سعی کرد با حرف زدن مشغولش کنه)
یونا:شما که گفتین دخترا رو نمیکشین
جونگ کوک:انقد حرف نزن
(که یهو دست های یونا باز شد و چاقو روگرفت زیر گلوش )
یونا:در رو ببند سریع
جونگ:میدونیکه...
یونا:زودباش
(بعد از اینکه جونگ کوک میره به سمت در یونا با صندلی میکوبونه به گله جونگ کوک و بیهوش میشه و اونو میبنده و خودش از طریق پنجره سعی میکنه که بره پایین )
جونگ کوک:تو...
یونا:فعلا باییی
دوست داشتین؟🤗
جونهو:باید اونو بکشین بعدم یه طوری فیلمو پیدا میکنیم
جونگ کوک: ولی ما که نمیتونیم یه دختر رو بکشیم
جونهو:پس میخواین از نقطه ضعفتون استفاده کنه و آخرش هم کار خودش روبکنه پس بفرما
یونا:نه نه من هرگز این کارو نمیکنم پس فیلمو مستقیم میدم به شما بعدم منو ول کنین تموم شد و رفت
یونگی: اونوقت ما دقیقا چجوری باید به تو اعتماد کنیم ؟ چرا اول فیلم رو تحویل نمیدی
یونا:من چجوریباید به شما اعتماد کنم از کجا معلوم که وقتی فیلم رسید به دستتونمنو نکشین ؟ درضمن اگر تا یک ساعت دیگه از من خبری به دوستم نرسه فیلمتون رو پخش میکنه اگر دوست ندارین فیلمتون پخش بشه بزارین بهش زنگ بزنم
جیهوپ:خیله خب پس بیا
جینو:الو؟
یونا:منم یونا فیلمی که دادم بهت رو یادته
جینو:آره
یونا:اگر تا یه ساعت دیگه از من خبری نشد پخشش کن
جینو:هی یونا چیشده خوبی؟
جونگ:تو الان به ما دروغ گفتی که بتونی بهشون بگی نه؟
یونا:نه چه دروغی من نتونستم قبلش بگم به جاش الان گفتم
یونگی :گیر عجب آدمی افتادیم
جونهو:همین الان بکشینش و اون فیلم هم بگیرین
تهیونگ:آخه پدر خودتم شنیدی
جونهو:من معامله دارم باید برم وقتی برگشتم کارتون رو باید انجام داده باشین
نامجون:بله خیلی خوب شد از کی تاحالا ما دختر کشتیم اگر همچین کاری نمیکردی خیلی احتمال داشت که زنده بمونی
یونا:من فقط آینمو تضمین کردم
جیمین :خب فعلا که نمیتونیم کاری کنیم مجبوریم که بکشیمش کی این افتخار رو میده؟
(همه نشونه ها به سمت جونگ کوک رفت )
جونگ کوک:چرا من ؟
تهیونگ:ببین ما بیرون منتظریم تو راحت باش
نامجون:دقیقا فعلا
(همه رفتن بیرون و جونگ کوک رفت سمت یونا که کار رو یه سره کنه یونا هم تا دید که داره میاد سمتش سعی کرد با حرف زدن مشغولش کنه)
یونا:شما که گفتین دخترا رو نمیکشین
جونگ کوک:انقد حرف نزن
(که یهو دست های یونا باز شد و چاقو روگرفت زیر گلوش )
یونا:در رو ببند سریع
جونگ:میدونیکه...
یونا:زودباش
(بعد از اینکه جونگ کوک میره به سمت در یونا با صندلی میکوبونه به گله جونگ کوک و بیهوش میشه و اونو میبنده و خودش از طریق پنجره سعی میکنه که بره پایین )
جونگ کوک:تو...
یونا:فعلا باییی
دوست داشتین؟🤗
- ۴۵
- ۱۷ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط