{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در وطنم روزي مي رسد كه تو با خيال راحت در كنار دريا بدوي.

در وطنم روزي مي رسد كه تو با خيال راحت در كنار دريا بدوي...
موهايت را بعد از سالها به دست باد بسپاري..
احساس كني باد و آفتاب را،وقتي به تنت مي خورند...
نگاه ناپاك به تو نباشد..
كلماتي زمخت در كنار گوشت زمزمه نشود..
تو را هرزه نخوانند به خاطر لباست..
اگر آن روز دير بود
اگر پوستت چروك شد
اگر موهايت سفيد شد
اگر پاهايت ديگر توان گذشته را نداشتند
اگر الان مو به تنت سيخ شد..
ناراحت نباش،ميتواني بر نيمكتي بنشيني با عصايي در دست
دخترت را نگاه كني كه
در كنار ساحل مي دود، باد را لمس مي كند،آفتاب را حس، امنيت را تجربه!
دیدگاه ها (۱)

زمستانی سرد کلاغ غذا نداشت تاجوجه هاشو سیر کنه,گوشت بدن خودش...

سکوت و صبوري ام را به حساب ضعف و بي کسي ام نگذار....
دلم به ...

هر چقدر هم دور باشیم از هم، باز بهم نزدیکیم، بالا را نگاه کن...

خدایا کی میشه هیچ پدری جلوی بچه هاش شرمنده نشه...

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 6️⃣╯Ⓟⓐⓡⓣ جیمین تا مدت‌ها کن...

سناریو: ماه سرخ

پارت چهار

سایه‌های کلاغپارت چهلم | وقتی کلاغ‌ها پرواز کردندباد سرد از ...

(بچه ها از همین الان بگم پایان این فیک غمگینه اگه می خواین ن...

KIM V

در وطنم روزی می رسد که تو با خیال راحت در کنار دریا بدوی ......

زن که باشی دوست داری موهایت را دست باد بسپاری که باد در موها...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط