{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دیدنش حال مرا یک جور دیگر می کند حال یک دیوانه را دیوانه

دیدنش حال مرا یک جور دیگر می کند حال یک دیوانه را دیوانه بهتر می کند! ،در نگاهش یک سگ وحشی رها کرده و این جنگ بین ما دو تا را نابرابر می کند حالت پیچیده ی مویش شبیه سرنوشت عشق را بر روی پیشانی مقدر می کند آنقدر دلبسته ام بر دکمه ی پیراهنش فکر آغوشش لباسم را معطر می کند رنگ مویش را تمام شهر می دانند ، حیف پیش چشم عاشق من روسری سر می کند با حیا بودم ولی با دیدنش فهمیده ام آب گاهی مومنین را هم شناگر می کند ... دوستش دارم ولی این راز باشد بین ما هر کسی را دوست دارم زود شوهر می کند
دیدگاه ها (۱)

ای عشق! ای عمیق ترین احتیاج ها! درمان دردها و خود از بی علاج...

دیگه والله دو پیمانت همی بود معصومه رواج دین اسلامت همی بود ...

دیدنش حال مرا یک‌ جور دیگر می کندحال یک دیوانه را دیوانه بهت...

پارت پنج

رمان: طنین سکوت (Echoes of Silence)🎼 پارت چهارم: پیشنهادِ غی...

دو قطب مخالف💙🧡پارت سوم✨️💫# قسمت ۳: «اولین رقابت» 🔥❄️**صحنه ۱...

در جنگل... صبح...ات با حال خوبی از خواب بیدار شد.لباسش را عو...

p3

سناریو: ماه سرخ

⛓️⃝𝔹𝕝𝕠𝕠𝕕 ℂ𝕙𝕒𝕚𝕟𝕤⛓️⃝ 𓆩☠︎𓆪☠︎زنجیره‌های خونی。˚۰˚☽˚⁀➷。⋆ ༄‧‌⁺˚・༓☾ ...

......//برده ی زیبا//......

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط