برادر ناتنی بد
برادر ناتنی بد 🎀
P⁴
×هانا
+هوم
×میگم تو هم ناراحتی
+خیلی
×هوف ای کاش فردا مدرسه نبود
+آره بای بای
×بای
از ماشین پیاده شدم رفتم پیش مامانم گفتم
+مامان هرچی میگردم اتاقم رو پیدا نمی کنم
=هنوز اتاقت آماده نیست
+چی پس چیکار کنم
=برو پیش جونگ کوک بخواب
+نهههه
=عه قور قور نکن
+پوف همینو کم داشتیم
رفتم ساکمو برداشتم و در زدم
گفت بیا تو
_هانا چیکار داری
+اهم میشه تو اتاقت بخوابم
_نه
+چرا
_چون اتاق منه
+پس من میرم لوت میدم
_صبر کن شاید نظرم عوض شد
+اوکی
رفتم سمت تخت خودمو پرت کردم روس
+واو چقدر نرمه
_پاشو هانا
ویو کوک
هرچی هانا روصدا زدم بلند نشد فک کنم خوابیده
کنارش دراز کشیدم و پتو رو رو هر دو مون انداختم.
ویو صبح
P⁴
×هانا
+هوم
×میگم تو هم ناراحتی
+خیلی
×هوف ای کاش فردا مدرسه نبود
+آره بای بای
×بای
از ماشین پیاده شدم رفتم پیش مامانم گفتم
+مامان هرچی میگردم اتاقم رو پیدا نمی کنم
=هنوز اتاقت آماده نیست
+چی پس چیکار کنم
=برو پیش جونگ کوک بخواب
+نهههه
=عه قور قور نکن
+پوف همینو کم داشتیم
رفتم ساکمو برداشتم و در زدم
گفت بیا تو
_هانا چیکار داری
+اهم میشه تو اتاقت بخوابم
_نه
+چرا
_چون اتاق منه
+پس من میرم لوت میدم
_صبر کن شاید نظرم عوض شد
+اوکی
رفتم سمت تخت خودمو پرت کردم روس
+واو چقدر نرمه
_پاشو هانا
ویو کوک
هرچی هانا روصدا زدم بلند نشد فک کنم خوابیده
کنارش دراز کشیدم و پتو رو رو هر دو مون انداختم.
ویو صبح
- ۷۶
- ۰۶ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط