{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هر شب خواب میبینم لبخندهایت به پایان رسیده اند و من مثل پ

هر شب خواب میبینم لبخندهایت به پایان رسیده اند و من مثل پرنده ای سرمازده در قفسی کوچک گرفتار شده ام و صدایم را از یاد برده ام ، دیشب خواب دیدم چشمهایت با من خداحافظی کردند و تو دفتر شعرهایم را از دروازه شهر آویزان کرده ای ....
دیدگاه ها (۲)

یک ترانه معمولی هم میتواند مرا از بیابان بلاتکلیفی بیرون بیا...

نمیدانم کی میتوانم سطرهای خالی دفترم را پر کنم ، روی پر کدام...

روی ایوان کهنه خانه ام چند تکه مهربانی افتاده است ، سرم را ب...

بوسه هایم را زیر باران میشویم و رو به تو میگویم کاش طعم لبها...

امشب ۱۶۸ امین شب تجمعاتهبه یاد کودکان مظلوم میناب💔🥀 دعوت مر...

فیک جونگکوک خواب های واقعی

فیک جونگکوک

True Love②⑥تهیونگ: بهتری ا/ت: آره ممنون که اجازه دادی بخوابم...

دیـدی چـی شـد؟!دیـشـب خـوابــتـو دیـدم...♡!راسـتـش هـرشـب بـ...

P : 15

✦ اولین گناه ✦فصل دوم: مردی که در سایه ایستاده بوداز وقتی به...

✦ اولین گناه ✦فصل اول: خانه‌ای که نفس نمی‌کشدباران به شیشه م...

فصل دومپارت شانزدهم | فاصله‌ای به اندازه‌ی دو سالسه ماه گذشت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط