{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

PARTY

PARTY 2

آیسول درِ کلبه را با ذوق باز کرد.

«بیااااااین! وای جنگلو ببینید، خیلی قشنگه!»

رزا با دو تا کادو کوچک خنده‌کنان دنبالش رفت.

جیمین مشغول خالی کردن صندوق عقب شد.

جونگ‌کوک فقط ایستاده بود، دست در جیب، و نگاهش به مهِ پشت درخت‌ها خیره مانده بود… اما نه آن‌قدرها.

چشم‌هایش هر چند ثانیه یک بار بی‌اختیار به دیار برمی‌گشت.

دیار حس کرد نگاهش را حس می‌کند، اما تظاهر کرد که نمی‌بیند. به سمت کلبه رفت و کیفش را کنار تخت کوچک انداخت.

جیمین وارد شد:

«دیار؟ خوبی؟»

«آره… فقط یکم خسته‌ام.»
«اگه چیزیش اذیتت می‌کنه بگو. خداییش این هفته رو اومدیم آرامش داشته باشی.»

دیار لبخند کم‌رنگی زد.

جونگ‌کوک پشت در ظاهر شد، لبه‌ی آستینش را بالا داده بود.

«جیمین. کمک می‌خوای؟»

«آره داداش. بیا این جعبه‌های غذا رو از ماشین بیار.»

بعد از رفتن جیمین، دیار و جونگ‌کوک چند ثانیه تنها ماندند.

جونگ‌کوک نگاهش را از زمین بلند کرد.

«اگه… چیزی لازم داری… بگو.»

دیار فقط گفت:

«ممنون.»
و از کنارش گذشت.

جونگ‌کوک زیر لب چیزی گفت که هیچ‌کس نشنید:

«ای کاش… فقط یه بار بیشتر حرف می‌زدیم..»


چطوره؟
پارت بعدی=۸لایک ۵کامنت
دیدگاه ها (۲)

Season OnePart 1سکوت جاده فقط با صدای موزیک آرومی که از ماشی...

✨پارت دوم✨تو راه خونه، دستم درد میکرد و گریه میکردم. جیمین م...

استاد اخمو ۲۸

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط