{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دیر شد باید بخوابی نازنینم شب به خیر

دیر شد باید بخوابی نازنینم شب به خیر
با وفای ساده ی خلوت گزینم! شب بخیر
خسته ای ای مهربانم! چشمهایت را ببند
این چنین خصمانه منشین در کمینم شب بخیر
غصهء فردا و فرداهای دیگر را مخور
ای غریبْ افتاده ی تنهانشینم شب بخیر
در شب یلدای چشمانت چه آتشها به پاست
ای نگاهت تکیه گاه آتشینم شب بخیر
اشک های بی کسی را از دو چشمت پاک کن
ای پناهِ اولین و آخرینم شب بخیر
بیت بیتِ این غزل هایم فدای چشمِ تو
آه ای همخانه ی شعرآفرینم شب بخیر
غصه ها را از دلت بیرون کن و راحت بخواب
با تو هستم، عشقم! زیباترینم شب بخیر...
دیدگاه ها (۴)

. یک زمانی بود ، که خوشبخت بودم ، باد در موهایم می پیچید ، ب...

ﺣﺎﻻ ڪہ توافـــــــق ﺷﺪ...تــــــــو تحریم آغوشـــــــت را بر...

خستم..ازلایــــــــــنکامنتپســتلایـــکدرخاستسنشهراصــــــــ...

تنها این نیست که تو با جفت خود در خیابان آزادانه قدم بزنی… آ...

دیر شد باید بخوابی نازنینم شب به خیربا وفای ساده ی خلوت گزین...

دیر شد باید بخوابی نازنینم شب به خیربا وفای ساده ی خلوت گزین...

دیر شد باید بخوابی نازنینم شب به خیربا وفای ساده ی خلوت گزین...

دیر شد باید بخوابی نازنینم شب به خیربا وفاے ساده‌ے خلوت‌گزین...

دیر شد باید بخوابی نازنینم شب به خیربا وفای ساده ی خلوت گزین...

دیر شد باید بخوابی نازنینم شب به خیربا وفای ساده ی خلوت گزین...

دیر شد باید بخوابی نازنینم شب به خیربا وفای ساده ی خلوت گزین...

دیر شد باید بخوابی نازنینم شب به خیربا وفاے ساده‌ے خلوت‌گزین...

دیر شد باید بخوابی نازنینم شب به خیربا وفای ساده ی خلوت گزین...

دیر شد باید بخوابی نازنینم شب به خیربا وفای ساده ی خلوت گزین...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط