{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

لیوای*زنگ میزنه به ارن و کلی فحش میده*:

لیوای*زنگ میزنه به ارن و کلی فحش میده*:

ارن: چی شده؟

لیوای: تصادف کردم

ارن: خوب چرا به من فحش میدی؟

لیوای: وقتی تصادف کردم داشتم به آینده توی الدنگ فکر میکردم...
هانجی:
میکاسا:
دیدگاه ها (۱)

☆لیوای‌هان☆درخواستی★تعداد پارت:1☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆...

اگه یه روزی تو خیابون خودتو ببینی بهش چی میگی

دلم میخواد برگردم به اون روزایی که همه چی‌ رو باور می‌کردمبا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط