{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در کارگه کوزهگری رفتم دوش

در کارگه کوزه‌گری رفتم دوش
دیدم دو هزار کوزه گویا و خموش

ناگاه یکی کوزه برآورد خروش
کو کوزه‌گر و کوزه‌خر و کوزه فروش


🔶 #خیام
دیدگاه ها (۲)

ﻣﺎﻫﯽ ﻫﺎﺗﻨﻬﺎﮐﻪ ﻣﯽ ﺷﻮﻧﺪ ﻗﯿﺪ ﺩﺭﯾﺎ ﺭﺍﻣﯽﺯﻧﻨﺪﻭﺗﻤﺎﻡ ﻣﺴﯿﺮ ﺭﻭﺩﺧﺎﻧﻪ ﺭﺍ...

یک نفر دلتنگ استیک نفر می بافد.یک نفر می شمردیک نفر می خواند...

و رفت تا لب هیچو پشت حوصلهٔ نور هادراز کشید ؛و هیچ فکر نکرد ...

یڪ پنجره برای دیدن یڪ پنجره برای شنیدن یڪ پنجره که می شود از...

اینم از پارت جدید برای شما🎀my dady.............................

p3بیو هانیدستمو گرفت و کشوند سمت خودش سینم چسبیده بود بهش دا...

وقتی بهت خیانت کرد..

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط