{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شیش سالم بود، خاله‌ام گفت برو تخم رازیونه و تخم گشنیز بخر

شیش سالم بود، خاله‌ام گفت برو تخم رازیونه و تخم گشنیز بخر. دایی درِ گوشم گفت تخم حروم و تخم سگ هم بگیر
.
.
.
.
.
.

.
.
.
.
هنوز جای لقد عطار نکبت تیر می‌کشه. :|
دیدگاه ها (۴)

برده عمارت جئون

رمان:تا وقتی که عاشقت شدم

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①①_بخش اول_ "به سلامتی خانوادهکه...

پارت: 30 (بخش2) **زاویه دید: زین**میسون حتی یه میلی‌متر هم ن...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❸_بخش دوم_می‌نشینم"مامان اون فوق العاده ست باید ...

Two

رمان لونا و ویلیام : قسمت ۱۴

True Love③①ا/ت: تهیونگتهیونگ: جانما/ت: من الان لباسی ندارم ه...

𓂃 ࣪˖ ִֶָ 🪖 ִֶָ ˖ ࣪𓂃 وقتی میخواد بره سربازی ...⛓️‍💥💚 ╰┈➤ 𝑷𝒂𝒓...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط