پارت شونزده قسمت دوم
#پارت شونزده #قسمت دوم
*تیهونگ: چشمام می سوخت و حسابی سردم بود چشمام رو باز کردم ولی خیلی تار میدیدم چند بار پلک زدم تا دیدم چنتا ادم بالا سر من یهو به خودم اومدم .....
وی : من کجام؟؟؟ جونگ کوک کجاست ؟؟؟
دکتر : آروم باش عزیزم..میتونی بهم بگی اسمت چیه؟
وی : من کیم تیهونگ هستم
دکتر : عالیه خب میدونی چرا الان اینجایی ،
وی : یادم نیست
دکتر : تو رو یه کسی به نام جانگ کوک آورده اینجا تو سعی داشتی .....تا اینجا چیزی یادت اومد ؟
وی : اره یادمه. کوکی کجاست اون الان باید اینجا باشه نکنه از من ...متنفر باشه ..اوه اره اون از من متنفر بود
دکتر: هی بلند نشو دراز بکش تو فعلا باید اینجا بمونی ... راستی اون پسری که میگی از همون روز که اوردنت اینجا پیشت موند فقط همین نیم ساعت پیش رفت فکر کنم یه کار مهم براش پیش اومده بود........ پرستار ضربان قلبش رو بگیر همچنین جواب آزمایش هاش رو برام بیارید ......آقای کیم تیهونگ دباره به دنیا خوش اومدید *وی : منظورش چی بود ؟ اون گفت کوکی اینجا بود ؟ از کجا بدونم هنوز دوسم داره ؟
وی : هی دکتر صبر کنید
دکتر : مشکلی پیش اومده؟
وی : باید برام یه کاری کنید
دکتر : حتما بگو
وی : باید به اونی که بهش زنگ میزنید که من بهوش اومدم بگید فراموشی گرفتم
دکتر: جالبه چرا میخوای این کار رو انجام بدم؟
وی : تا بفهمم اونا ینی من هنوز براشون مهمم یا نه ؟ میتونم بهتون اعتماد کنم ؟
دکتر : اگه این کار باعث بشه بهتر بشی من حرفی ندارم. به پرستار ها هم میگم خیالت راحت .. فقط خوب استراحت کن
وی : باش ممنون
دکتر : قابلی نداشت
*وی : حالا میتونم کامل بفهمم که براش مهمم یا نه میتونم بفهمم دوسم داره حتی اگه من نشناسمش...خواستم دستم رو تکون بدم که بد جوری درد گرفت ...اینجا رو ببین چقدر باند پیچی شده. با خودم چیکار کردم ؟ به برگی بال سرم نگاه کردم من دو ماه که اینجام کاش وقتی بیدار میشدم کسی پیشم بود :(
پرستار : آقای کیم تیهونگ دکتر گفت تو لیست وارد کنم که فراموشی گرفتید شما که مشکلی ندارید ؟
وی : نه اصلا
پرستار : خب تو لیست فراموشی کوتاه مدت نوشته میشه لطفا اینجا رو امضا کنید..اوه یادم رفته بود شما نمی تونید بنویسید اثر انگشت هم کافیه
وی : بله .....بفرمائید
پرستار : به همراه تون زنگ زدم دارن میان و بهشون گفتم چیزی رو یادتون نمیاد
وی : بله ممنون
~~~~~~~~~~~~
*تیهونگ: چشمام می سوخت و حسابی سردم بود چشمام رو باز کردم ولی خیلی تار میدیدم چند بار پلک زدم تا دیدم چنتا ادم بالا سر من یهو به خودم اومدم .....
وی : من کجام؟؟؟ جونگ کوک کجاست ؟؟؟
دکتر : آروم باش عزیزم..میتونی بهم بگی اسمت چیه؟
وی : من کیم تیهونگ هستم
دکتر : عالیه خب میدونی چرا الان اینجایی ،
وی : یادم نیست
دکتر : تو رو یه کسی به نام جانگ کوک آورده اینجا تو سعی داشتی .....تا اینجا چیزی یادت اومد ؟
وی : اره یادمه. کوکی کجاست اون الان باید اینجا باشه نکنه از من ...متنفر باشه ..اوه اره اون از من متنفر بود
دکتر: هی بلند نشو دراز بکش تو فعلا باید اینجا بمونی ... راستی اون پسری که میگی از همون روز که اوردنت اینجا پیشت موند فقط همین نیم ساعت پیش رفت فکر کنم یه کار مهم براش پیش اومده بود........ پرستار ضربان قلبش رو بگیر همچنین جواب آزمایش هاش رو برام بیارید ......آقای کیم تیهونگ دباره به دنیا خوش اومدید *وی : منظورش چی بود ؟ اون گفت کوکی اینجا بود ؟ از کجا بدونم هنوز دوسم داره ؟
وی : هی دکتر صبر کنید
دکتر : مشکلی پیش اومده؟
وی : باید برام یه کاری کنید
دکتر : حتما بگو
وی : باید به اونی که بهش زنگ میزنید که من بهوش اومدم بگید فراموشی گرفتم
دکتر: جالبه چرا میخوای این کار رو انجام بدم؟
وی : تا بفهمم اونا ینی من هنوز براشون مهمم یا نه ؟ میتونم بهتون اعتماد کنم ؟
دکتر : اگه این کار باعث بشه بهتر بشی من حرفی ندارم. به پرستار ها هم میگم خیالت راحت .. فقط خوب استراحت کن
وی : باش ممنون
دکتر : قابلی نداشت
*وی : حالا میتونم کامل بفهمم که براش مهمم یا نه میتونم بفهمم دوسم داره حتی اگه من نشناسمش...خواستم دستم رو تکون بدم که بد جوری درد گرفت ...اینجا رو ببین چقدر باند پیچی شده. با خودم چیکار کردم ؟ به برگی بال سرم نگاه کردم من دو ماه که اینجام کاش وقتی بیدار میشدم کسی پیشم بود :(
پرستار : آقای کیم تیهونگ دکتر گفت تو لیست وارد کنم که فراموشی گرفتید شما که مشکلی ندارید ؟
وی : نه اصلا
پرستار : خب تو لیست فراموشی کوتاه مدت نوشته میشه لطفا اینجا رو امضا کنید..اوه یادم رفته بود شما نمی تونید بنویسید اثر انگشت هم کافیه
وی : بله .....بفرمائید
پرستار : به همراه تون زنگ زدم دارن میان و بهشون گفتم چیزی رو یادتون نمیاد
وی : بله ممنون
~~~~~~~~~~~~
۳۸.۶k
۲۷ آبان ۱۳۹۸
دیدگاه ها (۲۰)
هنوز هیچ دیدگاهی برای این مطلب ثبت نشده است.