{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت

پارت ۷۶۸
رمانMAM
به قلم م.ا
کپی و نشر رمان حتی باذکر نام نویسنده حرام میباشد...
با اینکه تقصیر اون بود اما نباید عصبیش میکردم... خون خونمو میخورد رو اعصابم بود...
_ببخشید شاهین خان..‌.
سرزنش وار نگام کرد...
_/منو تحریک نکن ملیکا...بزار ملایم بمونم...
_اما چه لزومی داره یه تتوی مسخره بزنی امیر هم گیر داده بود کلا خودتونو و مافیا بودنتونو این قوانین مسخره تونو همه رو باهم گایی*دم...ولم کنید بابا...
یه تای ابروشو داد بالا....
_گفتی اون یارو رو بدنت تتو زده؟کجاست!!گشتم رو بدنت هیچی نبود...
نباید لو میدادم جاشو چون میتونست پاکش کنه ... امیر گفته بود این نشان اوناست و به هیچ وجه نباید دشمنانشون از محلش باخبر بشن...یا نباید پاکش کنم...
_نشنیدی چی گفتم؟! به چی فکر میکنی ملیکا؟!
_/به محل تتوم...
_فکر کردن داره؟زود باش بگو کجاست....
_/نمیدونم شاهین
_یعنی چی که نمیدونی منو سگ نکن ملیکا...نزار دست روت بلند کنم...
_/نمیدونم واقعا!!! دقیقا اونم حرف تورو زد و منم همین واکنشو بهش نشون دادم...اونم بیهوشم کرد زد دیگه ام جاشو نگفت خودمم دنبالشم!ممکنه اصلا نزده باشه...
شاهین مشکوک نگام کرد...
_دروغ که نمیگی؟!
_/نه چرا باید دروغ بگم اصلا قضیه این تتو ها چیه همتون گیر دادین!
دیدگاه ها (۴)

یکیم شما بگین!

پارت ۷۶۹رمانMAMبه قلم م.اکپی و نشر رمان حتی باذکر نام نویسند...

به نظرتون شاهین تتوی عقربو میزنه؟

پارت ۷۶۷رمانMAMبه قلم م.اکپی و نشر رمان حتی باذکر نام نویسند...

P⁴چشم زمردی من ویو اتته:کنار لبت کثیف شدهسعی کردم پاکش کنم و...

𝒑𝒂𝒓𝒕 ⁴ ات ناراحت  : منظورت اون...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط