{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت

پارت ۷۶۷
رمانMAM
به قلم م.ا
کپی و نشر رمان حتی باذکر نام نویسنده حرام میباشد...
دستاشو گذاشت رو سینه ام...خواستم جداشون کنم که محکم تر چسبید...فشار داد
_شاهین دستتو برمیداری؟
_/نه...
_دارم اذیت میشم...
_/تحمل کن...‌.الان تموم میشه...خب داشتم میگفتم اومدین عمارت اصلا فکرشم نمیکردم تو باشی...خاتون همش میگفت تو مشکوکی اما اهمیتی نمیدادم...تو اتاقت دوربین نصب کردم و وقتی داشتی ماسکتو عوض میکردی دیدمت...اولش خواستم به روت بیارم اما بعدش پشیمون شدم...اون دختره شیدا رو انداختم به جونت...تا نتونی درست گزارش بدی...و رسیدیم به اینجا...
اصلا به حرفاش گوش نمیکردم فقط سعی میکردم دستاشو از روی سینه ام بردارم...اما یه دستشو گذاشته بود دور شکمم با یکیشم سینه هامو گرفته بود...
_شاهین تمومش میکنی؟
بالاخره ازادم کرد نشستم اونور تخت...
_/من یه کاری دارم میرم برمیگردم بعدش نشان عقربو رو قلبت تتو میکنم...بهتر از گردنه نه...!
_من تتو نمیزنم...
_/فعلا بدنت . روح . همه چیزت برای منه و من برات تصمیم میگیرم...
_من برده ای تو نیستم اشغال...
یه تای ابروشو داد بالا...
_/زبون دراوردی...هار شدی باز؟
اخم وحشتناکی کرد اومد سمتم رفتم عقب رسیدم به تاج تخت چسبیدم بهش...چه غلطی کردما...ای خدا چرا جلو زبون منو نمیگیری...
دیدگاه ها (۲)

به نظرتون شاهین تتوی عقربو میزنه؟

پارت ۷۶۸رمانMAMبه قلم م.اکپی و نشر رمان حتی باذکر نام نویسند...

پارت ۷۶۶رمانMAMبه قلم م.اکپی و نشر رمان حتی باذکر نام نویسند...

یعنی تو پارت بعدی چه خبره؟😎😈😈به نظرتون این صحنه چه ربطی به پ...

پارت ¹¹_ خواستی بخوابی بهت میگم ( از زبون لارا ) هولش رو باز...

دراکو و ورد ممنوعه p2

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط