{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تو بعد از من هزار تکه شدی ...

تو بعد از من هزار تکه شدی ...
و هر تکه ات را در تنم جا گذاشتی
موهایت را در چشمانم
گوش هایت را بر سینه ام
دستانت را در جیب هایم
و لبانت را . . .

تو هزار تکه در من جا ماندی
و با هرکس که نشستی ، گفتی :
" وصله ی تن هم نبودیم " . . .
دیدگاه ها (۳۱)

چشم هایم را به بیمارستان می برم… نمی دانم چه مرگشان شده! هر ...

از "لج تو"امشــــب" بــــاچنــــد نفـــــر" بــــــودم .."چن...

⏪خَــــــــــمْ بِــــــه اَبُْروهـٰـــــاتـــــْــــ... نَی...

شعر و غزل

نیمه‌شب است؛ از آن ساعت‌هایی که سکوت، سنگین‌تر از همیشه بر س...

دسـت نوشـتـه هـای عمــو هیـــون قسمـت اولبیست و هشت ژوئنرزِ ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط