~سرنوشت من چیست~
~سرنوشت من چیست~
پارت نهم
ادامه...
ویو شوگا
وقتی داخل حموم بودم
صدای جونگکوک رو که داشت
با ناراحتی حرف دلمو میزد گوش میدادم و
هرلحظه دلم میخواست بغلش کنم و بهش
دلداری بدم ولی وضع خودم بدتر بود..
ویو جیمین
وقتی از خواب بیدار شدم ساعت
حدود ۸ صبح بود و همینجوری که
داشتم مثل روح سرگردون دور خودم
میچرخیدم صدای اب به گوشم خورد..صدا رو دنبال کردمو
با اتاق شوگا مواجه شدم و رفتم داخل و با
جونگکوکی که منتظر و حوله به دست نشسته بود مواجه شدم و گفتم
جیمین::تو اینجا چیکار میکنی؟
جونگکوک::شوگا زیر بارون خیس شده و بود و نیاز
به حموم داشت و کمکش کردم
جیمین:باوشههه قبول..به نظرم خسته شدی
اینارو بده من و تو برو بقیه رو بیدار کن
جونگکوک::اوک هیونگ
ادامه...
پارت نهم
ادامه...
ویو شوگا
وقتی داخل حموم بودم
صدای جونگکوک رو که داشت
با ناراحتی حرف دلمو میزد گوش میدادم و
هرلحظه دلم میخواست بغلش کنم و بهش
دلداری بدم ولی وضع خودم بدتر بود..
ویو جیمین
وقتی از خواب بیدار شدم ساعت
حدود ۸ صبح بود و همینجوری که
داشتم مثل روح سرگردون دور خودم
میچرخیدم صدای اب به گوشم خورد..صدا رو دنبال کردمو
با اتاق شوگا مواجه شدم و رفتم داخل و با
جونگکوکی که منتظر و حوله به دست نشسته بود مواجه شدم و گفتم
جیمین::تو اینجا چیکار میکنی؟
جونگکوک::شوگا زیر بارون خیس شده و بود و نیاز
به حموم داشت و کمکش کردم
جیمین:باوشههه قبول..به نظرم خسته شدی
اینارو بده من و تو برو بقیه رو بیدار کن
جونگکوک::اوک هیونگ
ادامه...
- ۷۸۵
- ۰۸ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط