{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رسید شب٬ نرسیدی و درد بی حد شد 

رسید شب٬ نرسیدی و درد بی حد شد 
و اسم جمعه ز تقویم دفترم رد شد
زمین برای زمانی به خواب رفت انگار
صدای ثانیه ها هم سکوت ممتد شد
دوباره آخر حدس و گمانه ها بی تو
شبیه حرف دل از آنچه شور می زد شد
جهان که پای حضورت هزار منطق چید
چه شد که پای تو در آمدن مردد شد؟
تو انتظار چنینی نداشتی شاید
چقدر پیش تو این انتظارمان بد شد
دوباره مثل خودت بی قرار می مانم
ببینم آخر این داستان چه خواهد شد
بیا و نمره ی خوبی به شعرهایم ده
که بی تو هر چه نوشتم در امتحان رد شد
دیدگاه ها (۱۰)

مثل شعری که به افکار قلم می آیدبه تنِ جمعه چه پیراهن غم می آ...

به نام عشق که زیباترین سر آغاز استهنوز شیشه ی عطر غزل درش با...

چمدان بسته ام از هرچه منم دل بکنم تا "نبودت" بروم ، گور خودم...

دارم تو را ضمیمه ی لبخند می کنم با آسمان دوباره همانند می کن...

ستاره ای در میان تاریکی فصل ۱پارت۴۰🌌( حاجیش این  فصله دیگه ز...

عشق در دنده آخرپارت : ۱۹ ماشین مشکی آرام مقابل گاراژ متروکه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط