{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مثل شعری که به افکار قلم می آید

مثل شعری که به افکار قلم می آید
به تنِ جمعه چه پیراهن غم می آید
کوهِ احساسم و عمریست که پابند توأم
حیف از این کوه که در چشمِ تو کم می آید
در جوابِ "چه کنم از غم جمعه" هربار
بازهم پاسخِ تلخِ چه کنم می آید
دست دل رو شده در محضرچشمت اما
باز از چشم تو پیغام ستم می آید
آن بتی را که طلب کرده دلم, خالق من
به خداوندی خود خورده قسم.. می آید
جمعه ها شرحِ دلم یک غزل کوتاه است
که ردیفش همه دلتنگ توام می آید...
دیدگاه ها (۱۱)

به نام عشق که زیباترین سر آغاز استهنوز شیشه ی عطر غزل درش با...

عاشق شدن و خیر ندیدن، هنر ماستاین تابلوی نصفه ی در هم، اثر م...

رسید شب٬ نرسیدی و درد بی حد شد و اسم جمعه ز تقویم دفترم رد ش...

چمدان بسته ام از هرچه منم دل بکنم تا "نبودت" بروم ، گور خودم...

پارت ۵

𝐖𝐞 𝐒𝐡𝐨𝐮𝐥𝐝𝐧'𝐭 𝐇𝐚𝐯𝐞 𝐌𝐞𝐭 𝐀𝐠𝐚𝐢𝐧...𝐁𝐮𝐭 𝐖𝐞 𝐃𝐢𝐝Season²PART⁶(نایون+)...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط