شاه روی صندلی بزرگ انتهای سالن نشسته بود. سالن اصلی قصر ب

شاه روی صندلی بزرگ انتهای سالن نشسته بود. سالن اصلی قصر با فرش‌های سنگین و نور خورشید که از پنجره‌های بلند می‌تابید، شکوهی خاص پیدا کرده بود.

مشاور کنار ایستاده بود، طوماری در دست، و آماده برای اعلام رسمی.

شاه با صدایی محکم گفت:
«پسرانم. امروز، هر یک از شما باید دختری را برای همراهی آینده‌تان انتخاب کنید. کسی که نه فقط در زیبایی، که در هماهنگی با قدرتتان نیز شایسته باشد.»

خدمتکارها به صف ایستاده بودن. بعضی دختران از خاندان‌های مهم هم حضور داشتن. سالن پر از سکوتی متین و اضطراب پنهان بود.

مشاور طومار را باز کرد و با صدایی بلند، یکی‌یکی خواند:
مشاور طومار رو باز کرد، کمی جلو اومد و با صدایی بلند شروع به خواندن کرد:



---

مشاور:
«سوزی — الهه‌ی پاکی و تمیزی.»

مشاور:
«یورا — الهه‌ی خون‌گرمی.»

مشاور:
«لیان — الهه‌ی حرکت‌دهنده‌ی اجسام.»

مشاور:
«هانا — الهه‌ی برف.»

مشاور:
«نارا — الهه‌ی رنگ.»

مشاور:
«آسا — بدون عنوان الهه. بدون قدرت.»

لحظه‌ای سکوت بر سالن سایه انداخت.

بعضی از دخترها کمی جلوتر ایستادن و با اعتماد‌به‌نفس به شاهزاده‌ها نگاه کردن.

وقتی نام "آسا" خونده شد، چند نگاه سنگین و کوتاه به سمتش چرخید.

سوزی نگاهش رو به آسا دوخت، که سرش پایین بود و دست‌هاشو محکم به هم چسبونده بود.

پچ‌پچ‌های آرومی از گوشه‌ و کنار شنیده می‌شد، ولی مشاور بدون توقف طومار رو بست.

شاه نگاهی سنگین به پسرها انداخت و گفت:
«خوب نگاه کنید... انتخابی که امروز می‌کنید، می‌تونه سرنوشت‌تون رو تغییر بده.»
دیدگاه ها (۳)

A Shadow Named You سایه‌ای به نام توP.14(روایت از زبان ا.ت)ب...

**پارت ۱۲**ساعتِ ۵ صبح، با صدای ضربات محکم و پی‌درپی به درِ ...

『 #Dark Fantasy Romance 』The Scarlet Cure━━━━━━⊱ ⚔ ⊰━━━━━━پا...

پارت ۴۷هنوز همهمه‌ی مهمان‌ها درباره‌ی تصمیمِ آقای کیم و خروج...

پارت ۳۲

👑 پارت هشتم | تمرینِ رقصصدای ویولن در سالن تمرین می‌پیچید.لی...

──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──نـقــاب¹¹¹فقط نگاه می‌کرد.نگاهش مستقیم روی من ...

---# 🔥 𝐁𝐀𝐙𝐈-𝐄 𝐀𝐓𝐀𝐒𝐇 🔥### ━━━━ ﴾ بازی آتش ﴿ ━━━━**◈ پارت ۱ ◈*...

THE BLACK CONTRACTقرارداد سیاهP.03 | مردی که مرده بودساعت ۱۰...

بارانِ شدیدی به شیشه‌ی ماشین می‌کوبید و دیدِ جاده رو تار کرد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط