-دخترک زیبا فاحشه شد!!!
-دخترک زیبا فاحشه شد!!!
پسر گفت: اگ میخوای با من باشی باید همه جوره باهام باشی دخترک ک ب شدت عاشق پسر بود گفت: باشه عزیزم هرچی تو بگی، پسر دخترکو لخت کرد دخترک آرام میلرزید ولی چیزی نمیگفت میترسید عشقش ناراحت شه...
پسر مانند ابر سیاه بدن دخترک رو ب آغوش کشید...
بدون کوچکترین بوسه شروع کرد...دخترک آهی کشید
پسر مانند چرخ خیاطی بالا پایین میشد دخترک بدنش میسوخت ولی صدایی نمی آمد پسر چند دیقه تکان خورد و در کنار دخترک افتاد
دخترک با لبخند گفت: عروسکم آرام شدی؟! پسر آرام خندید لباس هایش را پوشید و رفت دخترک ساعتی بعد زنگ زد و گفت: سلام عشقم ولی پسرک مانند همیشه نبود و تنها گفت: دیگ ب من زنگ نزن و قطع کرد...
دخترک عروسکش را بغل کرد و آرام گریست..
چند سال گذشت... تبریک میگویم ب پسر
همان دخترک زیبا شد فاحشه
پسر گفت: اگ میخوای با من باشی باید همه جوره باهام باشی دخترک ک ب شدت عاشق پسر بود گفت: باشه عزیزم هرچی تو بگی، پسر دخترکو لخت کرد دخترک آرام میلرزید ولی چیزی نمیگفت میترسید عشقش ناراحت شه...
پسر مانند ابر سیاه بدن دخترک رو ب آغوش کشید...
بدون کوچکترین بوسه شروع کرد...دخترک آهی کشید
پسر مانند چرخ خیاطی بالا پایین میشد دخترک بدنش میسوخت ولی صدایی نمی آمد پسر چند دیقه تکان خورد و در کنار دخترک افتاد
دخترک با لبخند گفت: عروسکم آرام شدی؟! پسر آرام خندید لباس هایش را پوشید و رفت دخترک ساعتی بعد زنگ زد و گفت: سلام عشقم ولی پسرک مانند همیشه نبود و تنها گفت: دیگ ب من زنگ نزن و قطع کرد...
دخترک عروسکش را بغل کرد و آرام گریست..
چند سال گذشت... تبریک میگویم ب پسر
همان دخترک زیبا شد فاحشه
- ۹.۶k
- ۲۶ آذر ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط